با این ۱۰ روش خوش و با دید مثبت زندگی کنید

با این ۱۰ روش خوش و با دید مثبت زندگی کنید

جنگ و زن : هـر فـردی در زنـدگی خـود روزهـایی را تجربه کرده که برایش خوشایند نبوده است اما ناخرسندی مزمن می تواند سلامتی, شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد

ادامه نوشته

چطور همسر خوبی باشیم؟

قلب ، عشق

جنگ و زن : روانشناسان بالینی توصیه می کنند زنان به مسائلی که ممکن است مردان از آنان پنهان کنند، توجه داشته باشند تا بتوانند به بهترین وضع ممکن زندگی را اداره کنند.

ادامه نوشته

عاقبت ناهماهنگی والدین در تربیت بچه ها

عاقبت ناهماهنگی والدین در تربیت بچه ها

جنگ و زن : بسیاری از افراد در جلسات مشاوره، انواع کتاب ها، جلسات آموزشی، جلسات پرسش و پاسخ و برنامه های تلویزیونی به دنبال راه حلی برای پایان دادن به این اختلاف نظر همیشگی هستند.

ادامه نوشته

۱۰۳ نکته برای اینکه شاد زندگی کنید

۱۰۳ نکته برای اینکه شاد زندگی کنید

جنگ و زن : شادی چگونه به دست می آید و چگونه می توان آن را به کار گرفت؟ اگر شادی دغدغه امروز شماست، ما برای شما ۱۰۳ نکته داریم که با رعایت آن ها می توانید هم شادتر زندگی کنید و هم از زندگی تان راضی باشید.

ادامه نوشته

توصیه هایی برای کاهش مضرات امواج موبایل

توصیه هایی برای کاهش مضرات امواج موبایل

جنگ و زن : از آنجا که نمی شود استفاده از موبایل را کنار گذاشت، حتما دلتان هم نمی خواهد طی صحبت های طولانی با موبایل تحت تاثیر امواج خطرناک این وسیله قرار بگیرید. اما باید بدانید که چگونه می توانید آثار زیان بار تلفن همراه تان را کاهش دهید.

ادامه نوشته

راه پیش گیری از چشم زخم !

وان یکاد

جنگ و زن : اگر شما بخواهید یک تابلوی هنری بخرید، حتما بیش از هر چیز با آیه شریفه «وَ انْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِابْصارِهِمْ» مواجه می شوید و معمولا اگر جایی تابلویی قرآنی داشته باشند، آیه ثبت شده بر آن همین است و این یعنی رواج باور به چشم زخم و از طرف دیگر، باور به این که شمای مخاطب، چشمتان شور است!

ادامه نوشته

نگاهی قرآنی به خواب آلودگی در رانندگی

نگاهی قرآنی به خواب آلودگی در رانندگی

جنگ و زن : اکثر کسانی که در تصادفات که خواب می مانند به خاطر این است که اعتقاد به این ندارند فقط خداست که او را خواب فرا نمی گیرد.باید به این نکته رسید که پهلوان ترین آدم نیز نمی تواند بر خواب غلبه کند.

ادامه نوشته

بی اخلاقی در شبکه های اجتماعی/ تو رو خدا لایک کنید!

شبکه های اجتماعی بی اخلاقی در شبکه های اجتماعی/ تو رو خدا لایک کنید!

 جنگ و زن : بالا رفتن تب سلفي گرفتن و فضايي براي انتشار عكسهاي سلفي، شبكه اجتماعي اينستاگرام را به يكي از محبوب ترين فضاها براي لايك كردن و لايك جمع كردن تبديل كرده است. فضاي اين شبكه اجتماعي اين امكان را براي همه فراهم آورده است تا براي خودشان يك رسانه مستقل داشته باشند و براي جلب توجه مخاطب و لايك گرفتن، تصاويري از زندگي خصوصي شان را با فالورهايشان به اشتراك بگذارند.

ادامه نوشته

شبکه های اجتماعی، اعتمادبه نفس شما را می گیرند

جنگ و زن : آیا شما هم از این دست افراد هستید که به جای تماس تلفنی با اعضای خانواده و دوستان تان ترجیح می دهید در شبکه های اجتماعی برای آنها پیام بگذارید؟ اگر اینطور است باید بگوییم شما دچار مشکل هستید.

ادامه نوشته

ازدواج نمی کنم، چون...

ازدواج نمی کنم، چون...

جنگ و زن : حتما در بین اطرافیان خود دختران و پسرانی را می بینید که با وجود سنین ازدواج و حتی بالاتر از آن هنوز تن به ازدواج نداده و مجرد مانده اند. هرکدام هم دلایل خاص خود را برای این موضوع عنوان می کنند، از نداشتن وضعیت مالی مناسب تا یافتن شخص مناسب برای ازدواج. اما شاید بسیاری از این دلایل، بهانه به نظر برسند.

ادامه نوشته

پیامدهای پنهان کاری در رابطه زناشویی

پنهان کاری

جنگ و زن : جایگاه پنهان کاری بین همسران کجاست؟ آیا شما هم رازی دارید که اگر افشا شود زندگی مشترک تان به خطر بیفتد؟ آیا فکر می کنید دروغ گویی جایی بین شما و همسرتان دارد؟ تفاوت دروغ گویی و پنهان سازی چیست؟

ادامه نوشته

استخاره و فال برای باز کردن هندوانه در بسته!

استخاره

جنگ و زن : گاهی اوقات می شنویم که دختر و پسری برای اینکه ازدواج کنند و بفهمند که آیا به خوشبختی می رسند به سراغ انواع فال ها، سر کتاب باز کردن و طالع بینی می روند. گروه دیگری معتقدند که تا زیر یک سقف زندگی نکنند نمی توان متوجه شوند که آیا گزینه مناسبی را برای ازدواج انتخاب کرده اند یا نه.

ادامه نوشته

کلیک روی طلاق در شبکه های اجتماعی

کلیک روی طلاق در شبکه های اجتماعی

جنگ و زن :گاهی اوقات شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک بین زوج ها اختلاف و سوء تفاهم هایی ایجاد می کند و این احتمال وجود دارد که درنهایت کارشان به طلاق برسد. البته این سوءتفاهم ها یک شبه پیش نمی آید و به طور حتم عادت ها و بعضی از رفتارهای زوج ها زمینه ساز بروز چنین مشکلی می شود. محمود هندی پور، روانشناس و مشاور به بعضی از مشکلات شبکه های اجتماعی اشاره می کند و به زوج ها می گوید چطور می توانند از این مشکلات دور بمانند و زندگی مشترک غنی تری داشته باشند.

ادامه نوشته

چه زمانی و چگونه نه بگوییم؟

چه زمانی و چگونه نه بگوییم؟

جنگ و زن :  اگر عادت دارید همیشه پاسخ مثبت بدهید، برایتان نه گفتن ممکن است دشوار باشد اما یادگیری این مهارت بخش مهمی از مدیریت استرس و تسهیل کردن زندگی است.

ادامه نوشته

۷ کار ساده برای تبدیل کردن مهربانی به یک عادت

۷ کار ساده برای تبدیل کردن مهربانی به یک عادت

جنگ و زن :برای محبت کردن در حق دیگران میلیونها دلیل وجود دارد؛ همکاران، دوستان، همسایه ها و هر کسی که با شما برخورد دارد می تواند با مهربانی شما احساس بهتری پیدا کند و تحت تأثیر قرار بگیرد. اما پژوهش های تازه نشان می دهند مهربانی کردن به دیگران برای خود شما هم خوب است.

ادامه نوشته

تلگرام بازی کار تان را به طلاق نکشاند!

تلگرام  بازی کار تان را به طلاق نکشاند!

جنگ و زن : پنج، شش سال پیش را به یاد بیاورید؛ زمانی که هنوز استفاده از تلفن های هوشمند فراگیر نشده بود. آن روزها چقدر با همسرتان وقت می گذراندید؟ چقدر با فرزندتان بازی می کردید و ساعات خانه بودن تان را چطور سپری می کردید؟ تلفن های هوشمند به خاطر جذابیت های فراوان شان و البته خدماتی که در اختیارمان گذاشته اند، این روزها به جزیی حذف نشدنی از زندگی مان تبدیل شده اند؛ جزیی که حتی اگر دل مان هم بخواهد، نمی توانیم از خانه مان بیرونش کنیم و با خیال راحت، مثل سال های قبل زندگی مان را بگذرانیم.

ادامه نوشته

مردان و زنان وفادار را کشف کنید

مردان و زنان وفادار را کشف کنید

جنگ و زن : حتما شما هم مثل ما جملات زیادی را در مورد ازدواج و ماهیت آن شنیده اید اما یکی از معروف ترین جملاتی که از قدیم تا الان نسل به نسل چرخیده و هنوز مورد استفاده قرار می گیرد، این است که ازدواج مثل هندوانه است و اصلا تا وقتی با شخص مورد نظر زیر یک سقف قرار نگیرید، معلوم نیست این هندوانه قرمز است یا سفید!؟

ادامه نوشته

یک راه برای پاک شدن گناهان!

دعا

جنگ و زن : این روزها خیلی از دوستی های ما خلاصه شده است به کپی کردن چند پست و استیکر یا نهایتاً چند دقیقه چت کردن در شبکه های اجتماعی. حتی مدتهاست صدای بعضی رفقایمان را نشنیده ایم ...

ادامه نوشته

چرا عاشقی چشمتان را کور می کند؟

عاشق شدن

جنگ و زن : حتما بارها شنیده اید که آدم عاشق کور است و نمی تواند درست و منطقی تصمیم بگیرد. این عبارت شاید خیلی کلیشه ای شده باشد یا شاید خیلی بی رحمانه به نظرتان بیاید، اما متاسفانه کاملا درست است!

ادامه نوشته

تاثیر برنامه های ماهواره ای در کودکان

http://s6.picofile.com/file/8216824184/Untitled_1.jpg

جنگ و زن : ماهواره، یکی از رسانه های قدرتمند ارتباط جمعی به شمار می آیدکه در صورت استفاده نامناسب بدی زیادی همراه دارد. برنامه های تخریبی و نا به هنجاری که متاسفانه بیشتر اوقات خانواده را پر می کند و بدتر از آن شاهد هستیم که بسیاری از خانواده ها به اتفاق فرزندانشان به تماشای سریال ها و برنامه های ماهواره ای می نشینند، سریال ها و برنامه هایی که مناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی ما نیستند. در خانواده های جوامع اسلامی معیار ها و الگوها متفاوت می باشد و با ارزش های جوامع غیر اسلامی فرق می کند. متاسفانه بارها شاهد آن بودیم که والدین برای پایان دادن به لجبازی کودک شان آن ها را با برنامه های ماهواره ای سرگرم می کنند در اینجاست که این سوال پیش می آید که چرا والدین کودکانشان را جدی نمی گیرند و به پیامد این برنامه ها فکر نمی کنند!!.. از وظایف والدین است  تا ذائقه کودک خود را تغییر دهندو اوقات فراغت فرزندشان را با بازی پر کنند یا با خرید اسباب بازی های مناسب و جذاب کودک را به سمت بازی با اسباب بازی هایش بکشانند زیرا که:کودکان امروز مانند کودکان گذشته نیستند و وقت کمتری را صرف بازی با همسالان در کوچه می کنند و متاسفانه بیشتر وقت خود را به تماشای برنامه های تلویزیونی و ماهواره ای می گذرانند. اگر باور داشته باشیم که ذهن کودکانمان با چه سرعت و دقتی از عناصر موجود در محیط زندگی شان رنگ می گیرند، ممکن است به گونه ‌ای دیگر به این موجودات لطیف و آنچه که به عنوان وسائل سرگرمی آنها معرفی شده‌اند، نگاه کنیم.بیشتر سریال ‌ها و برنامه ‌های ماهواره ‌ای به راحتی و بدون هیچ سانسوری، مسائل جنسی را مطرح و نمایش می ‌دهند، این شیوه‌ی ارائه‌ی اطلاعات حتی در آگهی ‌های بازرگانی ماهواره ‌ای نیز به وفور دیده می ‌شود و متأسفانه بارها مشاهده شده فرزندان کوچک خانواده نیز بدون هیچ محدودیتی در کنار والدین خود این صحنه ها را تماشا می‌کنند و این در حالی است که هیچ‌گونه ظرفیتی برای پذیرش این قبیل اطلاعات ندارند، در نتیجه تحت‌تأثیر آن قرار می گیرند که خود سبب بلوغ زودرس و دسترسی سریع به اطلاعات جنسی می باشد.

از دیگر پیامدهای منفی فیلم ها و برنامه های شبکه های ماهواره ای، افزایش خشونت است. تحقیقات مختلف روانشناسی با محوریت نظریه یادگیری مشاهده ای آلبرت بندورا نشان داده اند مشاهده صحنه های خشونت آمیز، گرایش به پرخاشگری را در بینندگان آن بالا می برد و این در حالی است که حجم قابل مشاهده برنامه های ماهواره ای به فیلم های سینمایی و سریال هایی اختصاص دارد که در آن صحنه های خشونت آمیز به طور مکرر تکرار می شود. در واقع هنگامی که بیننده ساعت های متوالی، چنین برنامه هایی را می بیند، گویا در کلاس آموزشی ترویج خشونت قرار گرفته است. این تاثیرپذیری بر روی کودکان و نوجوانان بیشتر و قابل تامل تر است. همچنین برنامه های ماهواره ای به دلیل کثرت سریال هایی که تجمل گرایی و مصرفی بودن شخصیت های داستان را نمایش می دهد می تواند افزایش مصرف گرایی را در کودکان ایجاد کند و در کنارش وابستگی و اتلاف وقت را نیز برای کودکان به دنبال داشته باشد.برای آنکه کودکان بتوانند در بین امکانات و مضامین متنوع ارائه شده توسط رسانه ها راه صحیح خود را پیدا کنند به راهنمایی خانواده نیاز دارند. با فرزندتان در مورد اینکه به چه برنامه های تلویزیونی علاقمند است صحبت کنید و متوجه شوید که شخصیت ها و داستان های مورد علاقه اش چه تاثیری بر رفتار وی دارد و به عبارتی او را زیر نظر بگیرید. کودک را در برنامه هایی که مورد علاقه اش است همراهی کنید و با خواندن کتاب ها و داستان هایی با موضوعات ایرانی اسلامی، با فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کند آشنا سازید تا در ذهن کودکانمان ضد ارزش ها جایگزین ارزش های جامعه اسلامی نشود.

منبع : پایگاه فرهنگی مذهبی جنگ و زن

رازهایی که هر زنی باید بداند!

رازهایی که هر زنی باید بداند!
جنگ و زن : در این مطلب رازهایی را با شما خانم ها در میان می گذاریم که شما را در رسیدن به زندگی زناشویی ایده آلی که در ذهنتان پرورش داده اید یاری می رساند. آیا از زندگی مشترکتان رضایت کامل دارید یا احساس می کنید از بعضی جهات باید تغییراتی در روابطتان ایجاد کنید؟

ادامه نوشته

حرفی با آقایان، بانوان لطفا نخوانند!

خانه حرفی با آقایان، بانوان لطفا نخوانند!

جنگ و زن : وقتی به مکّه برای زیارت خانه خدا می‌روی مهمان خدا می‌شوی و چون با لباس احرام بر دور کعبه طواف می‌کنی قلب خویش را صفا می‌دهی و پاکِ پاک می‌شوی.آیا می‌دانی که پیامبر(ص) ارزش یک سفر عمره را بالاتر از دنیا و هر آنچه در دنیا است می‌داند و آن را مایه پاک شدن از همه گناهان معرفی می‌کند.

ادامه نوشته

عشق های دور از خانه را چگونه حفظ کنیم؟

عشق های دور از خانه را چگونه حفظ کنیم؟

جنگ و زن : رابطه های راه دور سختی های خاص خود دارد، به خصوص اگر فاصله شما از عشق زندگی تان زیاد باشد، اما این بدان معنی نیست که غیر ممکن است. رعایت برخی نکات می تواند برای حفظ رابطه های راه دور به شما کمک کند که ما تعدادی از آنها را در اینجا برایتان آورده ایم.

ادامه نوشته

با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟

طلاق عاطفی

جنگ و زن : خوش خویی، مهربانی، صداقت، گذشت و فداکاری و... همگی از صفات مثبتی است که زندگی را شیرین تر می کنند، اما مسئولیت پذیری مولفه ای ضروری و لازم برای ادامه زندگی مشترک و تحکیم آن محسوب می شود.

ادامه نوشته

دنیای عروسکی

آقاي بهرامي که رفت، بابا گفت: مرتيکه رباخوار، اومد به خاطر پونصد تومن، آبروم رو برد».
مامان گفت: کارش همينه. نبايد ازش پول قرض مي‌کردي». بعد به طرف تلفن رفت و شماره گرفت: بذار ببينم مي‌شه از خانم احمدي قرض کنيم».

بابا گفت: ولش کن، با اون شوهر قاچاقچيش!».

مامان گفت: هيس! مثل اين که گرفت. الو خانم احمدي! سلام. الهي قربونت برم من! چند وقته کم‌پيدايي. دلم برات تنگ شده بود. زنگ زدم فقط حالت رو بپرسم... من بد نيستم. به مرحمت شما!».
بابا گفت: عرض کنيد، سلام مخصوص بنده رو هم خدمت آقاي احمدي برسونن».
بابا اين جمله را آن قدر بلند گفت که آن طرف گوشي هم بشنوند. مامان دوباره جمله بابا را تکرار کرد. مامان که سيم تلفن را چند باري دور دستش پيچيده بود، گفت: والّا، غرض از مزاحمت، مي‌خواستم ببينم يه چند تومني پول داريد به ما قرض بديد؟...
والّا پونصد تومن!».
بعد، صورت مامان سرخ شد: نه، اين چه حرفيه. خواهش مي‌کنم! دشمنتون شرمنده» و زود خداحافظي کرد و گوشي را محکم کوبيد. در حالي که دست‌هايش را توي هوا مي‌چرخاند و دهانش را مثل وقتي من گريه مي‌کردم کج مي‌کرد، گفت: شرمنده‌ام به خدا. زنيکه معتاد، خدا شرمندت کنه!».
بابا سيگارش را روشن کرد و گفت: گفتم ‌فايده‌ نداره! الکي خودت رو پيش اين آدماي بي‌ارزش، کوچيک کردي».
مامان که تازه چشمش به من افتاده بود، گفت: دختر گلم، برو تو اتاقت با عروسکات بازي کن. برو دختر گلم».
فکر کردم اگر بروم توي اتاقم، مامان، دست‌هايش را توي هوا مي‌چرخاند و با دهن کج‌کرده مي‌گويد: من پفک مي‌خوام. من بستني مي‌خوام. دختره بي‌تربيت! بعد بابا يک سيگار ديگر روشن مي‌کند و مي‌گويد: دختره بي‌تربيت، با اون عروسکاي معتادش.
لج کردم و همان جا نشستم. مامان دوباره توي فکر رفت. بعد به بابا گفت: زنگ بزن به آقاي بهرامي، با خواهش و تمنّا، چند روزي مهلت بگير».
بابا گفت: عمراً به اون آدم عوضي التماس کنم».
مامان که کلافه شده بود، بلند شد و گُل‌هاي قالي را زير پايش له کرد. بعد گفت: پس چيکار کنيم؛ الآنه که با مأمور بياد درِ خونه. زنگ بزن بگو قراره هفته بعد وام بدن. يه دروغي سرِ هم کن بگو ديگه. واي که من از بي‌عُرضگي تو دق‌مرگ شدم!».
بابا به طرفِ تلفن رفت و گوشي را برداشت و شماره گرفت: پس بيا خودت بگو».
مامان، گوشي را از دست بابا گرفت و توي گوشي با لبخند گفت: سلام آقاي بهرامي. حال خانواده محترم چه طوره؟ شرمنده‌ام به خدا! قراره هفته بعد، يه وامي بهمون بدن. حالا شما لطف کنيد و يه چند روز ديگه صبر کنيد».
بعد، کمي مکث کرد تا حرف‌هاي آقاي بهرامي را بشنود و گفت: شما درست مي‌فرماييد. اشتباه کرده! عصباني بوده يه چيزي گفته. شما به بزرگواري خودتون ببخشيد. من معذرت‌خواهي مي‌کنم... . چشم، لطف کرديد. إن شاء الله جبران کنيم... حتماً، مطمئن باشيد. به خانم سلام برسونيد. خداحافظ».
مامان، گوشي را گذاشت و گفت: خدا رو شکر. اين آقاي بهرامي هم آدم بدي‌ نيست ‌ها!».
بابا گفت: تا حدودي هم حق داره بنده خدا، پولش رو مي‌خواد».
مامان، دوباره به من نگاه کرد و گفت: تو که هنوز اين جايي؟ مگه بهت نگفتم برو تو اتاقت؟».
بلند شدم و به طرف اتاقم به راه افتادم. تا حالا حتماً عروسک‌هايم پشت سرم کلّي حرف‌هاي بد بد زده بودند. من هم ديگر از هيچ کدامشان خوشم نمي‌آمد. به بابا مي‌گويم برايم يک عروسک تازه که از همه‌شان خوشگل‌تر باشد بخرد. رفتم توي اتاقم، ديدم همه عروسک‌هايم نشسته‌اند و الکي به من لبخند مي‌زنند. من هم الکي گفتم: سلام عروسکاي خوب و خوشگلم. من شما رو با هيچ چي تو دنيا عوض نمي‌کنم.




حديث زندگي :: خرداد و تير 1387، شماره 41

فکر آینه است. آینه باید صاف باشد

شده تا حالا رو به روی آینه ی قدّی بایستی؟
خودت را که نگاه می کنی، یکهو دهنت وا می ماند که: خدایا ! این منم؟؟!! چرا انقدر چپر در چلاق شده قیافه ام؟ کمی که تکان می خوری متوجه خط وسط آینه می شوی. اشکال از آینه است. موج دارد. صاف نیست...
***

سر سفره نشسته ای و منتظر غذا. از قضا امروز غذا حاضر نیست. سرت را گرم قاشق و بشقاب خالی می کنی. نگاهت دوخته می شود به قاشق. همه ی صورتت جمع شده است توی گودی قاشق.

انگار مچاله ات کرده اند و پرت شده ای توی قاشق. برمی گردانی اش. یکباره صورتت پف می کند. به بادکنکی شبیه می شوی که از حد بزرگی نزدیک است بترکد. اشکال از سطح براق قاشق است. صاف نیست...

***
هر چه صدایش می زنی بیدار نمی شود. دیشب دیر وقت خوابیده... یک ساعت بعد دوباره می آیی. هنوز خواب است.
سری تکان می دهی و به طرف تختت می روی. دادگاه را آماده کرده ای و حکم را صادر:
بیا. اینم از بچه مذهبی های ما. نماز صبحشو به زور می خونه. اصلا معلوم نیست بخونه یا نه. چقدر بدم میاد ازین کسایی که فقط تو ظواهر مذهبی ان ...
احتمال هم نمی دهی که شاید نمازش را خوانده و خوابیده. گناهش همین بوده که نمازش را به جماعت نخوانده. آرام و یواشکی به خودت نگاه می کنی. نماز شب با حال. نماز صبح به جماعت. دو صفحه ای هم تلاوت قرآن. در آینه ی فکرت فقط خودت را می بینی. آنقدر بزرگ که جایی برای دیگران نگذاشته ای. اشکال در آینه ی فکر توست. صاف نیست...
***
فکر آینه است. آینه باید صاف باشد. صاف...


--------------------------------------------------------------
برداشتی از حکمت 365 نهج البلاغه : الفکر مرآة صافیه و الاعتبار منذر ناصح و کفی ادبا لنفسک تجنّبک ما کرهته لغیرک

(اندیشه آیینه ای روشن،و عبرت آموختن بیم دهنده ای خیر خواه است. و برای ادب کردن نفست کافی است که از آنچه برای دیگران نمی پسندی دوری کنی.)

و بخشی از حکمت 150 : یستعظم من معصیة غیره ما یستقل اکثر منه من نفسه..
(گناه دیگران را بزرگ می شمارد در حالی که خود بزرگتر از آن را مرتکب می شود.)

به او " تـوکـل " کن

آتشی که نمى سوزاند" ابراهیم " را

و چاقویی که سر نمیبرد " اسماعیل " را
و دریایى که غرق نمی کند" موسى " را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد...
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
و دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد...

آیـا هـنـوز هـم نـیـامـوخـتـی ؟!
کـه اگـر هـمـه ی عـالـم
قـصـد ضـرر رسـانـدن بـه تـو را داشـتـه بـاشـنـد
و خـــدا نخـواهد " نــمــی تــوانــنــد "
پـس
به " تـدبـیـرش " اعتماد کن
به " حـکـمـتـش " دل بسپار
به او " تـوکـل " کن
و به سمت او " قــدمــی بـردار "
تـــا
آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی . . . .

خویش را پیدا کن ...

http://upch.ir/uploads/2/139150911414981.jpg


اگر در این دنیا خودت را در جاده ی زندگی گم کنی،


در آن دنیا در می یابی ، که بر صراط مستقیم زندگی نکرده ای؛


در شلوغی های زندگی خودت را پیدا کن ...


مگذار این غبار تو را به دست غیر بسپارد


دستی ببر و " خودِ غبار گرفته ات " را از زمین بردار


دستی بر آن بکش و غبارش را بتکان


با گذشت اینهمه سال ،


باز درخشندگی اش متعجبت می کند.


خویش را پیدا کن ...


قبل از آنکه دیر شود


خیلی نمی خواهد دور بروی،


جایی همین نزدیکی ها را بگرد ... 

مغازه ام سوخت ! ایمانم که نسوخت

از مسافرت برگشت وقتی به خانه رسید فهمید که خانه و مغازه اش آتش گرفته و همه کالا های گران بهایش سوخته و خاکستر شده اند و خسارت بزرکی به او وارد شده است .
فکر می کنید او چه کرد؟!
آیا خدا را مقصر دانست و ملامت کرد؟ آیا نا امید و افسرده شد؟ و یا اشک ریخت ؟ او با لبخندی که بر لب داشت و دلی که سرشار از ایمان بود سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! اکنون چه کنم؟

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود : مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!

ایمانی که این گونه اثرات دارد به چه معنایی می باشد؟
 ایمان آن باور درونى است که هر شخص مؤمنى نسبت به خدا و معاد و نبوّت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله دارد، همان گونه که در روایتی از امام رضا علیه السلام ایمان این گونه تعریف شده است: ایمان پیمانى قلبى است و تلفّظ زبانى و عمل با اعضا و جوارح«1»

بله زمانی ما می توانیم جهان را زیبا کنیم و پیام دوستی و محبت و عشق و از خودگذشتگی و آرامش و آسایش را به صورت عملی در جهان اجرا کنیم که دارای ایمان و عقیده محکم و استواری باشیم چون این ایمان به خدا است که انسان را به سوی اعمال زیبا و دوست داشتنی حرکت می دهد همان گونه که در روایتی از امام علی علیه السلام این گونه روایت شده است که حضرت فرمودند: ایمان و عمل همزاد یکدیگر و دو قلو هستند و همچون دو رفیقى هستند که از یکدیگر جدا نمى‏ شوند«2»

بنابراین معنى ندارد که انسان ایمان داشته باشد؛ ولى به دنبال آن عمل نباشد. اگر ایمان در پى خود عمل به همراه نداشته باشد، باید در آن ایمان شک و تردید کرد!

شخصى، که رابطه ایمان و عمل را نمى‏ دانست، خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از آن حضرت پرسید: آیا ایمان ترکیبى از عقیده و عمل است، یا تنها عقیده است و اعمال جزء ایمان محسوب نمى‏شود؟ امام در جواب فرمود:ایمان تمامش عمل است نه این که شاخه‏ اى از آن عمل باشد.

پس اگر کسانی هستند که ادعای ایمان به خدا را دارند ولی اعمالشان خداپسند نیست باید در ایمانشان تجدید نظر کنند.


منابع:
1:الإِیمانُ عَقْدٌ بِالْقَلْبِ وَ لَفْظٌ بِاللِّسانِ وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِح « میزان الحکمه، حدیث شماره 1263.»
2:  «الْایمانُ وَ الْعَمَلُ اخَوانِ تَوْأمانِ وَ رَفیقانِ لایَفْتَرِقان « غرر الحکم، جلد 2، صفحه 136، حدیث 2094»
3: الا تُخْبِرُنى عَنِ الْایمانِ، أقَوْلٌ هُوَ وَ عَمَلٌ، امْ قَوْلٌ بِلا عَمَلٍ؟ فقال علیه السلام الْایمانُ عَمَلٌ کُلُّه « سفینة البحار، جلد اوّل، صفحه 152.»

لیـــلا

   لیلا

محمد در حالیکه لباس نظامی اش را می پوشد و ساک جبهه اش را می بندد نگاهی از روی مهر به تو می اندازد و زیر لب چیزی می گوید .

برای اینکه زمزمه زیر لبش را بدانی می پرسی .

-         محمد ، چیزی گفتی ؟!

-         نه می گم از اینکه این دفعه هم نتونستم یه دکتر درست و حسابی ببرمت ، شرمنده ام . می ترسم قول مرخصی بعدی رو بدم ولی بازم نتونم.

-         خیالت راحت باشه ، من چیزیم نیست . تو مواظب خودت باش .

-         نسرین ، میگم کاش می شد یه سر در مدرسه لیلا می زدیم تا یک بار دیگه اونو ببینم .

-         نه محمد ، لیلا صبح که فهمید می خوای بری ،  با چشمهای اشکی و پف کرده فرستادمش ، اگه الان دوباره تو رو ببینه ، دیگه نمی تونم آرومش کنم . بهتره بری .

از چشمهای محمد پیداست که راضی نشده است ولی حرفت را گوش می کند . ساکش را بر می دارد پوتین هایش را می پوشد و آماده رفتن می شود .

با وجود اینکه دلت نمی خواهد از او جدا شوی ، کاسه ای آب بر می داری ، قرآنی به دست می گیری و او را از زیر قرآن می گذرانی ،

بعد هم کاسه آب را پشت سرش خالی می کنی و زیر لب آیت الکرسی می خوانی . در حالیکه لبهایت با لرزش آیه را زمزمه می کند و قطره ای اشک درازای صورتت را می پیماید ، با نگاهت او را تا آخر کوچه بدرقه می کنی .

دمق و ناراحت به خانه بر می گردی ، به آشپز خانه می روی تا با پختن نهاری دو نفره سر گرم شوی  ولی غصه روی دلت سنگینی می کند . با خودت می گویی :

-         همیشه همین طوره ، تا یک هفته بعد از رفتن محمد ، من و لیلا ناراحتیم . بعد یواش یواش عادت می کنیم .

یخچال را که برای برداشتن گوشت باز می کنی چشمت به کتلتهایی می افتد که برای نهار محمد سرخ کرده بودی . با عجله نایلون کتلتها را بر می داری ، چادرت را می پوشی و از خانه بیرون می زنی .

مسیر کوچه تا خیابان را نمی دانی چطور می گذ رانی.



پ.ن : داستان بسیار زیباست حتما ادامه را در ادامه مطلب مطالعه کنید

ادامه نوشته

ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﻴﺴﺖ.. ﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﻣﻨﻴﺖ...

http://upch.ir/uploads/2/139116219982981.jpg

ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﻴﺴﺖ..
ﻣﺮﺩ ﺍﻣﻨﻴﺖ...
ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ..
ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺩﻱ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻴﺶ ﺭﺍﺧﺮﺝِ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ ﻛﻨﺪ!
ﻭ ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ..
ﻭﻗﺘﻲ ﺯﻧﻲ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻏﺮﻭﺭِ ﺍﻣﻨﻴﺘﺶ ﻛﻨﺪ !

دست هاي خالي و دل هاي پر!


http://upch.ir/uploads/2/139116166099181.jpg

 با سيلي هم نمي توانند ديگر صورت خود را سرخ نگه دارند که براي اين هم بايد قوتي باشد تا در بازو جمع شود و پنجه را حرکت دهد و بر گونه بنشاند براي قوت هم چيزهاي ديگري لازم است که اگر بود، خود سرخي چهره را فراهم مي آورد تا نياز به سيلي براي سرخ رويي نباشدو... اين شرح حال برخي مردمان است که مخصوصاً در مناطق کمتر برخوردار زياد هستند و با هزار تاسف روزافزون هم مي شوند، اصلاً تصاعدي بالا مي رود آمارشان که وقتي پدر خانواده نتواند کار کند، هم خود او به «زردرنگي» دچار مي شود و هم اعضاي خانواده اش به پاييز مي رسند، آن وقت... بگذريم، از روزي که براي راستي آزمايي گفته هاي يک دردمند راهي خانه اش شده ام و او را و مردمان منطقه اش را ديده ام، تلخکام شده ام، پس ببخشيد اگر طعم واژه ها هم تلخ است. آن روز، آنجا، ديدم وقتي مردخانه، به جاي سفره و دستانش ، دلش پر است ، جان کودکانش هم به جاي شادي از درد پر مي شود و بيماري مي شود مصداق همان سنگي که بر پاي لنگ مي نشيند، بيکاري و بي پولي، خود بدترين بيماري است آن وقت مرض هاي مختلف هم آوار مي شود روي زندگي آن ها تا مجبور شوند به جاي پول نداشته، آبروي خود را روي ميز بگذارند تا کسي دلش بسوزد و براي درمان آنان کاري بکند و ... باز هم بگذريم. آن روز در آن منطقه، به ندرت مي شد سرخ رويي را يافت که به فقر غذايي دچار نباشد والا خيلي ها را جز زردي، رنگي در روي نمانده بود و کاش مسئولان را همت چنان مضاعف شود که گره مشکلات، يکي از پس ديگري باز شود و «اميد» چنان پرشکوفه شود که «نااميدي» در اين ديار جايي نيابد. کاش مردم، مردمان توانگر، به شکرانه «بازوي توانا»يي که دارند، «دست ناتوان» را بگيرند و دل ها چنان به هم مهربان و نگاه ها مسئولانه شود که اگر کسي از پاي افتاد، دست هايي که براي بلندکردنش دراز مي شود پرشمار باشد و .... باز هم بگذريم، کاش به جاي اين که افراد با سيلي صورت خود را سرخ نگه دارند، دست تدبير مسئولان و دست محبت همنوعان سرخي را به مهر و تکريم بر چهره «نابرخورداران» بنشاند....

خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1392/11/09 شماره انتشار 18611 /صفحه۳/جامعه

به عشق همه پدر مادرها

http://upch.ir/uploads/2/139110417449911.jpg

بوسه میزنم بر آن دست هایی که
هیچوقت دستم را رها نکرد
بوسه میزنم بر دست های تو مادرم ، پدرم تمام زندگی من !!!

به عشق همه پدر مادرها

کنترل جمعیت

http://upch.ir/uploads/2/139108893351171.jpg

مقام   معظم رهبری در دیدار اخیرشان با مسئولان نظام نسبت به استمرار سیاست‌های سال‌های گذشته در حوزه جمعیت موضع گرفتند و از مطلوب بودن جمعیت 150 میلیون نفری برای کشور سخن به میان آوردند. با توجه به حساسیت‌هایی که نسبت به این موضوع وجود دارد ممکن است برخی از افراد به صورت علنی و یا غیرعلنی نسبت به این فرمایشات موضع‌گیری کنند فلذا در اینجا تلاش شده است با برخی از توضیحات، درستی این سخنان تبیین شود و بیان شود که ظرفیت مطلوب کشور برای افزایش جمعیت حتی فراتر از 150 میلیون نفر است و نه تنها جای نگرانی از افزایش جمعیت نیست بلکه روند رو به رشد کشور در زمینه های مختلف علمی و فناوری و اقتصادی نشان دهنده‌ی نیاز کشور به افزایش جمعیت و از همه مهم‌تر جلوگیری از متوقف شدن رشد جمعیت و سالخوردگی جمعیت است.



1-
کشور پهناور ایران به لحاظ اقلیمی دارای ظرفیت­ بالایی برای جمعیت است؛ برخلاف تصور عمومی جامعه، ایران به لحاظ سرزمین‌های زیستی رتبه بالایی را داراست. در حالی که ایران با وسعت 1.6 میلیون کیلومتر مربع در رتبه 18 کشورهای جهان قرار دارد به لحاظ سرزمین­های زیستی با حدود 616 هزار کیلومتر مربع در رتبه 15 کشورهای دنیا قرار دارد. تراکم جمعیتی ایران با جمعیت 75 میلیون نفر در حدود 50 نفر در کیلومتر مربع است و این در حالی است که به نسبت اکثر کشورهای منطقه و جهان تراکم پایینی است و از آن مهم تر تراکم زیستی کشور در حدود 116 نفر در کیلومتر مربع است که باز هم به نسبت اکثر کشورهای جهان در رتبه‌ی بسیار پایینی قرار دارد.



2-
موضوع آب مسئله ای است که برای بسیاری از افراد دغدغه ایجاد کرده است و بالاتر رفتن جمعیت کشور را ناسازگار با ذخایر سالانه آب کشور می دانند. در این مورد باید این توضیح را داد که در حال حاضر ایران به لحاظ مصرف آب در رتبه 11 جهانی قرار دارد در حالی که به لحاظ جمعیت در رتبه 18 جهان است یعنی کشور ما در مصرف آب شدیداً دچار سوءمصرف است. از تمام آب مصرفی در ایران حدود 90 درصد در بخش کشاورزی مصرف می شود و 2 درصد در صنعت و در حدود 8 درصد مصرف شهری است؛ این واقعیت در شرایطی است که در بخش کشاورزی تا 40 درصد سوءمدیریت مصرف آب وجود دارد یعنی با کمی اصلاح در بخش کشاورزی معادل چندین برابر جمعیت فعلی ظرفیت آب آزاد خواهد شد.



3-
معضل بیکاری شاید مهم‌ترین مشکلی باشد که برخی منتقدان افزایش جمعیت به آن اشاره دارند. این انتقاد در شرایطی است که یکی از مهم‌ترین عوامل اشتغال‌زایی در کشورها وجود بازار است؛ افزایش جمعیت یعنی افزایش نیاز به کالا و خدمات و از آن فراتر ایجاد خواسته‌ها جدیدتر و متنوع‌تر در کالا و خدمات. از طرف دیگر جمعیت بیشتر یعنی نیروی کار بیشتر و این به معنای افزایش رشد اقتصادی است. موضوع مهم و اساسی در مسئله جمعیت، تغییرات کُند و بسیار زمان‌بَر آن است چرا که هر جامعه پس از تغییر سیاست‌های جمعیتی‌اش نزدیک به سه دهه باید منتظر بماند تا نتایج این تغییرات را مشاهده کند؛ به همین دلیل مطرح کردن مشکلات کنونی جامعه مانند بیکاری در مخالفت با افزایش جمعیت غلط و از روی عدم تسلط مطرح کنندگان اینگونه مباحث بر مسئله های اجتماعی است.



4-
کشورهای پرجمعیت نه تنها در عرصه اقتصادی قدرتمند‌ترند بلکه در عرصه علم و فناوری نیز ظرفیت بالاتری را تولید علم و خلق فناوری دارند. به طور مثال کشور روسیه با 147 میلیون نفر جمعیت دارای یک میلیون متخصص هوافضا است آیا می توان تصور کرد کشوری که به طور مثال در مجموع 2 میلیون نفر جمعیت دارد یک میلیون متخصص هوافضا داشته باشد؟! بسیاری از تخصص‌ها و شاخه‌های علمی و فنی مستلزم وجود جمعیت است. ایران در مسیر پیشرفت قرار دارد و به سوی اقتدار منطقه‌ای و جهانی در حرکت است، سال 1404 چشم‌انداز توسعه و برتری منطقه‌ای ایران و سال 1435 چشم‌انداز مرجعیت علمی ایران در جهان است. دستیابی به این چشم‌اندازها تنها در گروی رشد مستمر و البته عقلانی جمعیت است.



در پایان باید متذکر شد که تشویق به افزایش جمعیت به معنای بازگشت به رشد جمعیت در دهه 60 نیست بلکه باید با تدوین سیاست‌های درست در حوزه جمعیت، شرایط را برای به تعادل رسیدن فرزندآوری خانواده ها فراهم کرد؛ نه تعداد بسیار زیاد فرزندان برای خانواده‌ها و جامعه مطلوب است و نه بسنده کردن به یک یا دو فرزند. مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از دولت و مجلس باید سیاست‌هایی را اتخاذ و اجرا کنند که شرایط اقتصادی و اجتماعی برای خانواده ها به نحوی تغییر کند که ایشان تشویق و ترغیب به داشتن فرزندان بیشتری شوند. این سیاست ها از حوزه فرهنگ سازی تا حمایت های مالی از تولد فرزندان بیشتر را در بر خواهد گرفت.

 

محیط خرابــه ، منم خــراب شدم !


استــاد قرائتــی :
 
هرچه هوا سردتــر شد ، لباست را ضخیم تــر میکنـی تا سرما بـه تــو نفوذ نکنــد ،

هرچه جامعه ات فاسدتــر شد، تــو لباس تقوایـت را ضخیـم تـر کن تا بــه تــو نفوذ نکنــد
 
و هرگز نــگو : محیط خرابــه ، منم خــراب شدم !

 

 

غربت قرآن در زندگي اجتماعي ما

 

قرآن در خانه ما هست اما در خون ما نيست و همه مشكلات هم از همين جا آغاز مي شود و دردها و مشكلات شكل مي گيرد چه وقتي قرآن شفاست اگر شفا در جان ما جاري شود، جايي براي دردها و مشكلات و گره ها نمي ماند. مگر در جريان زلال آب، جايي براي عرض اندام تشنگي هست؟ نيست اما مسئله اين است كه گاه مثل ما و قرآن مثل آن كس است كه در كنار درياست اما قدر آب نمي داند و درست گفته اند كه

تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي...

و ما هم در كنار قرآني كه هر آيه اش هزار فرات است براي رفع عطش از جان ها قدر نمي دانيم كه اگر مي دانستيم در گذر از اولين شب قدر زندگي، تقدير خود و جامعه خود و جهان خود را جور ديگري رقم مي زديم.قرآن در خانه ما هست ولي در خون ما نيست كه اگر بود قلب ما جز بر مدار قبله نبود و در آن هزار راه به تركستان باز نمي شد و راه بر كعبه به هزار سنگلاخ گرفتار نمي آمد. اگر بود آن ره كه به تركستان است را به سوي كعبه تغيير مسير مي داديم و اصلاح راه و روش مي كرديم همان دم كه در اشارت هاي قرآن فهميديم و از زبان اهل نظر به هشدار شنيديم كه

ترسم نرسي به كعبه  اي اعرابي

اين ره كه تو مي روي به تركستان است...

پس هشدار هوشيارمان مي كرد و به راهمان مي آورد اما چون در خون ما نيست، به قلب راه ندارد و قلب را به پايتختي خدا نمي دهد.

قرآن در خانه ما هست اما در خون ما نيست كه اگر بود در خيابان هم ظهور و بروز عملي اش را مي ديديم و رفتارمان مفسر پندارمان بود كه با قرآن شكل يافته بود اما رفتار ما تجسم چيز ديگري است كه گاه ما را به دروغ مي كشاند و گاه دشنام، گاه فسق و گاه فجور و معمولي ترين آن همين رفتارهاي هنجارشكنانه در خيابان است حتي همين خيابان هاي شهرهاي خودمان، از بدحجابي گرفته تا بدرفتاري و بدگفتاري، از قانون شكني در رانندگي گرفته تا تصاحب پياده رو و راه مردم، از فقر مطالعه و دانش و معرفت گرفته تا فقر اقتصادي و تا خيلي چيزهاي ديگر.قرآن در خانه ما هست اما در خون ما نيست و اين درد بزرگي است كه قرآن را از زندگي خود تبعيد كرده ايم و اين جز سكولار كردن زندگي چه معنايي مي تواند داشته باشد؛ ديگران آن را از سياست و حكومت داري خود حذف كرده اند و ما آنان را به هزار لعن و نفرين مي نوازيم اما ما كه اندك اندك قرآن را از جان و جامعه خود دور مي كنيم به رسم تبعيد اعلام نشده، چه نامي مي توانيم داشته باشيم؟ حال آن كه چنانكه براي زندگاني جسم به آب و هوا نيازمنديم براي زندگاني جان هم به قرآن محتاجيم و براي داشتن جامعه زنده نيز هم.

و اين احتياج را نمي شود با داروهاي مشابه برطرف كرد. شايد بشود به جاي آب چندي نوشابه نوشيد و رفع عطش كرد اما فردا روز نياز به آب با نوشيدني هاي ديگر رفع نخواهد شد اما ماجراي ما و قرآن اين است كه هيچ بديلي ندارد و جان براي زندگاني هر لحظه بدان محتاج است و براي رفع اين نياز بايد با همه جان به قرآن رو كنيم و همراه بزرگاني شويم كه بزرگي در قرآن يافته اند و در جامعه ما از اين قبيل كم نيستند و قوام جامعه هم به بركت دعا و حضور آنان است. ما هم چنين شويم.

صفحه 09 اجتماعي ، شماره سريال 17090 ، تاريخ انتشار 870704



زندگی متعادل

افسران - زندگی متعادل

داستان مسجد مهمان کُش

با سلام خدمت همه بازدید کنندگان
پیشنهاد می کنم حتما داستان زیر را تا آخر مطالعه کنید

به نام حق

مثلی است که در مثنوی آورده؛می گوید در یکی از شهرها مسجدی بود که به ((مسجد مهمان کُش)) معروف شده بود. می‏ دانيد قديم ها مهمان خانه ها و هتل‏ و از اين قبيل اماكن نبوده و اگر كسی وارد محلی می‏شد و دوست و آشنايی‏ نداشت ، معمولا  به مسجد مي رفت و در آنجا مسكن مي گزيد مسجد مهمان كش از اين جهت معروف شده بود كه هر كسی شب آن جا می‏خوابيد صبح ، جنازه اش را بيرون مي آوردند و كسی هم نمی‏ دانست علت چيست.

روزی شخص غريبی به اين‏ شهر آمد و چون جائی نداشت ، رفت كه در مسجد بخوابد مردم نصيحتش كردند كه : به اين مسجد نرو ، هر كس كه شب در اين مسجد می‏خوابد ، زنده‏ نمي ماند مرد غريب كه آدم شجاع و دليری بود ، گفت من از زندگی بيزارم و از مرگ هم نمی‏ترسم و می‏روم ، ببينم چه می‏شود به هر حال مرد شب را در مسجد مي خوابد.ضمنا آدم شجاع و دلیری بود.

نيمه های شب صداهای هولناك و مهيبی از اطراف مسجد بلند شد ، صداهای مهيبی كه زهره هر شير را می‏تركاند مرد با شنيدن صدا از جا بلند شد و فرياد كشيد : هر كه هستی بيا جلو ، من از مرگ نمی‏ترسم ، من از اين زندگی بيزارم ، بيا هر كاری دلت ميخواهد بكن شروع کرد فریاد بلندتر کشیدن یک مقدار که جلوتر رفت و فریاد کشید ناگهان‏ صدای مهیبی از داخل مسجد بلند شد و ديوارهای مسجد فرو ريخت و طلسم هایی که در آن جل بود شکست و گنج هایی که در آن جل پنهان بود پیش پای آن آدم فرو ریخت و فردا صبح از آن جا با یک سلسله گنج ها بیرون آمد.

سيد جمال می گوید غرب آن مسجد مهمان کش است كه گمراهان چون از تاريكی‏ سياسی بترسند بدرون آن پناه می‏برند.آدم های ضعیف که به این جا بیایند خود را می بازند و می میرند.باید فریاد کشید و این طلسم دروغین را شکست،که خودش همین کار را کرد و مصداق آن آدم دلیر بود.در آن زمانی که مبارزه با سیاست استعماری انگلستان در دماغ احدی نمی توانست خطور کند فریاد مبارزه با سیاست استعماری انگلستان را بلند کرد و برای اولین بار این حالت خودباختگی را از مردم گرفت و روی خود اسلامی مردم تکیه کرد. سيد جمال برای تمام ملتهای اسلامی يك منش و يك هويت يگانه‏ قائل بود اما آنرا يك من پايمال شده ، يك من تحقير شده منی كه شرافت‏ خود ، كرامت و تاريخ خود را فراموش كرده ، می‏دانست و معتقد بود كه‏ بايد اين من را به ياد خود آورد.


منبع کتاب آینده " انقلاب اسلامی" اثر استاد شهید مرتضی مطهری

وقتی دختران چادری، بیرون مدرسه حجابشان را بر می دارند/ «بهم میاد؟» و بحثی درباره حجاب و سبک زندگی

درمدرسه‌ی هدایت، حجاب بخشی از یونیفرم‌مان بود. اما من به محض این‌که از در مدرسه پایم را بیرون می‌گذاشتم، آن را برمی‌داشتم؛ چون اصلا جگرش را نداشتم آن‌طوری در وسایل نقلیه‌ی عمومی مانند اتوبوس یا تراموا قدم بگذارم... '
 این بخشی از کتابی است که امروز موضوع بحث حجاب اسلامی و سبک زندگی را تشکیل می دهد. کتابی با عنوان "بهم میاد؟" که رمان مشهور "رنده عبدالفتاح" با موضوع حجاب و سبک زندگی است که "محسن بدره "آن را ترجمه و نشر "آرما" آن را منتشر کرده است و امروز در کافه گراسه رونمایی می شود.
امروز یکشنبه هشتم اردیبهشت، ساعت پنج عصر، سه تن از فعالان فرهنگی قرار است در حاشیه رونمایی این کتاب به بحث و بررسی موضوع "حجاب اسلامی و سبک زندگی" بپردازند.
این نشست با حضور دکتر حسام الدین آشنا، حجت الاسلام دکتر محمدرضا زائری و دکتر شهاب اسفندیاری برگزار خواهد شد.  علاقه مندان می توانند برای شرکت در این برنامه فرهنگی به بلوار کشاورز ـ خ 16 آذر ـ خ پورسینا در محل "کافه کراسه" حضور یابند.
در بخشی از این رمان آمده است: « درمدرسه‌ی هدایت، حجاب بخشی از یونیفرم‌مان بود. اما من به محض این‌که از در مدرسه پایم را بیرون می‌گذاشتم، آن را برمی‌داشتم؛ چون اصلا جگرش را نداشتم آن‌طوری در وسایل نقلیه‌ی عمومی مانند اتوبوس یا تراموا قدم بگذارم…
وقتی درس خواندن در هدایت را شروع کردم، از حجاب پوشیدن بدم آمد. سرم می‌خارید و از پوشیدن آن در زنگ ورزش به شدت تنفر داشتم. فکر می‌کردم که روی سرم ترسناک به نظر می‌رسد و در دو هفته اول همیشه گیسوهایم را حالت می‌دادم و می‌گذاشتم‌شان بیرون، طوری که هر کسی من را با آن وضع ببیند، بداند موهای قشنگی دارم. پریشان بودم، اما بعد از مدتی که با بچه‌های دیگر آشنا شدم، این کار به نظرم احمقانه آمد. کم‌کم به آن عادت کردم و دخترهایی را دیدم که آن را فول‌تایم و حتا داوطلبانه بیرون از مدرسه می‌پوشیدند. به خاطر شجاعت‌شان احترام زیادی برای آن‌ها قائل بودم. حتا کمی به آن‌ها حسودی‌ام می‌شد؛ چون من بلافاصله بعد از مدرسه می‌خواستم روسری‌ام را بکنم، ولی آن‌ها می‌توانستند کاملا آرام و حتا با افتخار سوار قطاری شوند که پر بود از دانش‌آموزان مدارس دیگر،‌ بدون این‌که حتا ذره‌ای تردید یا ترس داشته باشند. به نظر می‌رسید آن‌ها بسیار با هویت خودشان در صلح‌اند و هر کسی آن‌ها را می‌شناسد، در چارچوب‌های خودشان به آن‌ها احترام می‌گذارد.
«ده چیز درباره‌ی خودم که از آن‌ها متنفرم»، «جایی که خیابان‌ها نام داشت»، «قانون نوح»، «بزن به چاک» و «دلال دوستی» از دیگر آثار این نویسنده هستند.

آسایش یا آرامش

افسران - آسایش یا آرامش

نگهبان دلت باش...

افسران - نگهبان دلت باش...

شما هم یک گل زنده به منزل می برید...

افسران - شما هم یک گل زنده به منزل می برید...