با این ۱۰ روش خوش و با دید مثبت زندگی کنید
جنگ و زن : هـر فـردی در زنـدگی خـود روزهـایی را تجربه کرده که برایش خوشایند نبوده است اما ناخرسندی مزمن می تواند سلامتی, شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد
جنگ و زن : هـر فـردی در زنـدگی خـود روزهـایی را تجربه کرده که برایش خوشایند نبوده است اما ناخرسندی مزمن می تواند سلامتی, شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد
جنگ و زن : روانشناسان بالینی توصیه می کنند زنان به مسائلی که ممکن است مردان از آنان پنهان کنند، توجه داشته باشند تا بتوانند به بهترین وضع ممکن زندگی را اداره کنند.
جنگ و زن : بسیاری از افراد در جلسات مشاوره، انواع کتاب ها، جلسات آموزشی، جلسات پرسش و پاسخ و برنامه های تلویزیونی به دنبال راه حلی برای پایان دادن به این اختلاف نظر همیشگی هستند.
جنگ و زن : شادی چگونه به دست می آید و چگونه می توان آن را به کار گرفت؟ اگر شادی دغدغه امروز شماست، ما برای شما ۱۰۳ نکته داریم که با رعایت آن ها می توانید هم شادتر زندگی کنید و هم از زندگی تان راضی باشید.
جنگ و زن : از آنجا که نمی شود استفاده از موبایل را کنار گذاشت، حتما دلتان هم نمی خواهد طی صحبت های طولانی با موبایل تحت تاثیر امواج خطرناک این وسیله قرار بگیرید. اما باید بدانید که چگونه می توانید آثار زیان بار تلفن همراه تان را کاهش دهید.
جنگ و زن : اگر شما بخواهید یک تابلوی هنری بخرید، حتما بیش از هر چیز با آیه شریفه «وَ انْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِابْصارِهِمْ» مواجه می شوید و معمولا اگر جایی تابلویی قرآنی داشته باشند، آیه ثبت شده بر آن همین است و این یعنی رواج باور به چشم زخم و از طرف دیگر، باور به این که شمای مخاطب، چشمتان شور است!
جنگ و زن : اکثر کسانی که در تصادفات که خواب می مانند به خاطر این است که اعتقاد به این ندارند فقط خداست که او را خواب فرا نمی گیرد.باید به این نکته رسید که پهلوان ترین آدم نیز نمی تواند بر خواب غلبه کند.
جنگ و زن : بالا رفتن تب سلفي گرفتن و فضايي براي انتشار عكسهاي سلفي، شبكه اجتماعي اينستاگرام را به يكي از محبوب ترين فضاها براي لايك كردن و لايك جمع كردن تبديل كرده است. فضاي اين شبكه اجتماعي اين امكان را براي همه فراهم آورده است تا براي خودشان يك رسانه مستقل داشته باشند و براي جلب توجه مخاطب و لايك گرفتن، تصاويري از زندگي خصوصي شان را با فالورهايشان به اشتراك بگذارند.
جنگ و زن : آیا شما هم از این دست افراد هستید که به جای تماس تلفنی با اعضای خانواده و دوستان تان ترجیح می دهید در شبکه های اجتماعی برای آنها پیام بگذارید؟ اگر اینطور است باید بگوییم شما دچار مشکل هستید.
جنگ و زن : حتما در بین اطرافیان خود دختران و پسرانی را می بینید که با وجود سنین ازدواج و حتی بالاتر از آن هنوز تن به ازدواج نداده و مجرد مانده اند. هرکدام هم دلایل خاص خود را برای این موضوع عنوان می کنند، از نداشتن وضعیت مالی مناسب تا یافتن شخص مناسب برای ازدواج. اما شاید بسیاری از این دلایل، بهانه به نظر برسند.
جنگ و زن : جایگاه پنهان کاری بین همسران کجاست؟ آیا شما هم رازی دارید که اگر افشا شود زندگی مشترک تان به خطر بیفتد؟ آیا فکر می کنید دروغ گویی جایی بین شما و همسرتان دارد؟ تفاوت دروغ گویی و پنهان سازی چیست؟
جنگ و زن : گاهی اوقات می شنویم که دختر و پسری برای اینکه ازدواج کنند و بفهمند که آیا به خوشبختی می رسند به سراغ انواع فال ها، سر کتاب باز کردن و طالع بینی می روند. گروه دیگری معتقدند که تا زیر یک سقف زندگی نکنند نمی توان متوجه شوند که آیا گزینه مناسبی را برای ازدواج انتخاب کرده اند یا نه.
جنگ و زن :گاهی اوقات شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک بین زوج ها اختلاف و سوء تفاهم هایی ایجاد می کند و این احتمال وجود دارد که درنهایت کارشان به طلاق برسد. البته این سوءتفاهم ها یک شبه پیش نمی آید و به طور حتم عادت ها و بعضی از رفتارهای زوج ها زمینه ساز بروز چنین مشکلی می شود. محمود هندی پور، روانشناس و مشاور به بعضی از مشکلات شبکه های اجتماعی اشاره می کند و به زوج ها می گوید چطور می توانند از این مشکلات دور بمانند و زندگی مشترک غنی تری داشته باشند.
جنگ و زن : اگر عادت دارید همیشه پاسخ مثبت بدهید، برایتان نه گفتن ممکن است دشوار باشد اما یادگیری این مهارت بخش مهمی از مدیریت استرس و تسهیل کردن زندگی است.
جنگ و زن :برای محبت کردن در حق دیگران میلیونها دلیل وجود دارد؛ همکاران، دوستان، همسایه ها و هر کسی که با شما برخورد دارد می تواند با مهربانی شما احساس بهتری پیدا کند و تحت تأثیر قرار بگیرد. اما پژوهش های تازه نشان می دهند مهربانی کردن به دیگران برای خود شما هم خوب است.
جنگ و زن : پنج، شش سال پیش را به یاد بیاورید؛ زمانی که هنوز استفاده از تلفن های هوشمند فراگیر نشده بود. آن روزها چقدر با همسرتان وقت می گذراندید؟ چقدر با فرزندتان بازی می کردید و ساعات خانه بودن تان را چطور سپری می کردید؟ تلفن های هوشمند به خاطر جذابیت های فراوان شان و البته خدماتی که در اختیارمان گذاشته اند، این روزها به جزیی حذف نشدنی از زندگی مان تبدیل شده اند؛ جزیی که حتی اگر دل مان هم بخواهد، نمی توانیم از خانه مان بیرونش کنیم و با خیال راحت، مثل سال های قبل زندگی مان را بگذرانیم.
جنگ و زن : حتما شما هم مثل ما جملات زیادی را در مورد ازدواج و ماهیت آن شنیده اید اما یکی از معروف ترین جملاتی که از قدیم تا الان نسل به نسل چرخیده و هنوز مورد استفاده قرار می گیرد، این است که ازدواج مثل هندوانه است و اصلا تا وقتی با شخص مورد نظر زیر یک سقف قرار نگیرید، معلوم نیست این هندوانه قرمز است یا سفید!؟
جنگ و زن : این روزها خیلی از دوستی های ما خلاصه شده است به کپی کردن چند پست و استیکر یا نهایتاً چند دقیقه چت کردن در شبکه های اجتماعی. حتی مدتهاست صدای بعضی رفقایمان را نشنیده ایم ...
جنگ و زن : حتما بارها شنیده اید که آدم عاشق کور است و نمی تواند درست و منطقی تصمیم بگیرد. این عبارت شاید خیلی کلیشه ای شده باشد یا شاید خیلی بی رحمانه به نظرتان بیاید، اما متاسفانه کاملا درست است!
جنگ و زن : ماهواره، یکی از رسانه های قدرتمند ارتباط جمعی به شمار می آیدکه در صورت استفاده نامناسب بدی زیادی همراه دارد. برنامه های تخریبی و نا به هنجاری که متاسفانه بیشتر اوقات خانواده را پر می کند و بدتر از آن شاهد هستیم که بسیاری از خانواده ها به اتفاق فرزندانشان به تماشای سریال ها و برنامه های ماهواره ای می نشینند، سریال ها و برنامه هایی که مناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی ما نیستند. در خانواده های جوامع اسلامی معیار ها و الگوها متفاوت می باشد و با ارزش های جوامع غیر اسلامی فرق می کند. متاسفانه بارها شاهد آن بودیم که والدین برای پایان دادن به لجبازی کودک شان آن ها را با برنامه های ماهواره ای سرگرم می کنند در اینجاست که این سوال پیش می آید که چرا والدین کودکانشان را جدی نمی گیرند و به پیامد این برنامه ها فکر نمی کنند!!.. از وظایف والدین است تا ذائقه کودک خود را تغییر دهندو اوقات فراغت فرزندشان را با بازی پر کنند یا با خرید اسباب بازی های مناسب و جذاب کودک را به سمت بازی با اسباب بازی هایش بکشانند زیرا که:کودکان امروز مانند کودکان گذشته نیستند و وقت کمتری را صرف بازی با همسالان در کوچه می کنند و متاسفانه بیشتر وقت خود را به تماشای برنامه های تلویزیونی و ماهواره ای می گذرانند. اگر باور داشته باشیم که ذهن کودکانمان با چه سرعت و دقتی از عناصر موجود در محیط زندگی شان رنگ می گیرند، ممکن است به گونه ای دیگر به این موجودات لطیف و آنچه که به عنوان وسائل سرگرمی آنها معرفی شدهاند، نگاه کنیم.بیشتر سریال ها و برنامه های ماهواره ای به راحتی و بدون هیچ سانسوری، مسائل جنسی را مطرح و نمایش می دهند، این شیوهی ارائهی اطلاعات حتی در آگهی های بازرگانی ماهواره ای نیز به وفور دیده می شود و متأسفانه بارها مشاهده شده فرزندان کوچک خانواده نیز بدون هیچ محدودیتی در کنار والدین خود این صحنه ها را تماشا میکنند و این در حالی است که هیچگونه ظرفیتی برای پذیرش این قبیل اطلاعات ندارند، در نتیجه تحتتأثیر آن قرار می گیرند که خود سبب بلوغ زودرس و دسترسی سریع به اطلاعات جنسی می باشد.
از دیگر پیامدهای منفی فیلم ها و برنامه های شبکه های ماهواره ای، افزایش خشونت است. تحقیقات مختلف روانشناسی با محوریت نظریه یادگیری مشاهده ای آلبرت بندورا نشان داده اند مشاهده صحنه های خشونت آمیز، گرایش به پرخاشگری را در بینندگان آن بالا می برد و این در حالی است که حجم قابل مشاهده برنامه های ماهواره ای به فیلم های سینمایی و سریال هایی اختصاص دارد که در آن صحنه های خشونت آمیز به طور مکرر تکرار می شود. در واقع هنگامی که بیننده ساعت های متوالی، چنین برنامه هایی را می بیند، گویا در کلاس آموزشی ترویج خشونت قرار گرفته است. این تاثیرپذیری بر روی کودکان و نوجوانان بیشتر و قابل تامل تر است. همچنین برنامه های ماهواره ای به دلیل کثرت سریال هایی که تجمل گرایی و مصرفی بودن شخصیت های داستان را نمایش می دهد می تواند افزایش مصرف گرایی را در کودکان ایجاد کند و در کنارش وابستگی و اتلاف وقت را نیز برای کودکان به دنبال داشته باشد.برای آنکه کودکان بتوانند در بین امکانات و مضامین متنوع ارائه شده توسط رسانه ها راه صحیح خود را پیدا کنند به راهنمایی خانواده نیاز دارند. با فرزندتان در مورد اینکه به چه برنامه های تلویزیونی علاقمند است صحبت کنید و متوجه شوید که شخصیت ها و داستان های مورد علاقه اش چه تاثیری بر رفتار وی دارد و به عبارتی او را زیر نظر بگیرید. کودک را در برنامه هایی که مورد علاقه اش است همراهی کنید و با خواندن کتاب ها و داستان هایی با موضوعات ایرانی اسلامی، با فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کند آشنا سازید تا در ذهن کودکانمان ضد ارزش ها جایگزین ارزش های جامعه اسلامی نشود.
منبع : پایگاه فرهنگی مذهبی جنگ و زن

جنگ و زن : وقتی به مکّه برای زیارت خانه خدا میروی مهمان خدا میشوی و چون با لباس احرام بر دور کعبه طواف میکنی قلب خویش را صفا میدهی و پاکِ پاک میشوی.آیا میدانی که پیامبر(ص) ارزش یک سفر عمره را بالاتر از دنیا و هر آنچه در دنیا است میداند و آن را مایه پاک شدن از همه گناهان معرفی میکند.
جنگ و زن : رابطه های راه دور سختی های خاص خود دارد، به خصوص اگر فاصله شما از عشق زندگی تان زیاد باشد، اما این بدان معنی نیست که غیر ممکن است. رعایت برخی نکات می تواند برای حفظ رابطه های راه دور به شما کمک کند که ما تعدادی از آنها را در اینجا برایتان آورده ایم.
جنگ و زن : خوش خویی، مهربانی، صداقت، گذشت و فداکاری و... همگی از صفات مثبتی است که زندگی را شیرین تر می کنند، اما مسئولیت پذیری مولفه ای ضروری و لازم برای ادامه زندگی مشترک و تحکیم آن محسوب می شود.
بابا گفت: ولش کن، با اون شوهر قاچاقچيش!».
مامان گفت: هيس! مثل اين که گرفت. الو خانم احمدي! سلام. الهي قربونت برم من! چند وقته کمپيدايي. دلم برات تنگ شده بود. زنگ زدم فقط حالت رو بپرسم... من بد نيستم. به مرحمت شما!».
سر سفره نشسته ای و منتظر غذا. از قضا امروز غذا حاضر نیست. سرت را گرم قاشق و بشقاب خالی می کنی. نگاهت دوخته می شود به قاشق. همه ی صورتت جمع شده است توی گودی قاشق.
انگار مچاله ات کرده اند و پرت شده ای توی قاشق. برمی گردانی اش. یکباره صورتت پف می کند. به بادکنکی شبیه می شوی که از حد بزرگی نزدیک است بترکد. اشکال از سطح براق قاشق است. صاف نیست...
***
و چاقویی که سر نمیبرد " اسماعیل " را
و دریایى که غرق نمی کند" موسى " را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد...
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
و دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد...
آیـا هـنـوز هـم نـیـامـوخـتـی ؟!
کـه اگـر هـمـه ی عـالـم
قـصـد ضـرر رسـانـدن بـه تـو را داشـتـه بـاشـنـد
و خـــدا نخـواهد " نــمــی تــوانــنــد "
پـس
به " تـدبـیـرش " اعتماد کن
به " حـکـمـتـش " دل بسپار
به او " تـوکـل " کن
و به سمت او " قــدمــی بـردار "
تـــا
آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی . . . .

اگر در این دنیا خودت را در جاده ی زندگی گم کنی،
در آن دنیا در می یابی ، که بر صراط مستقیم زندگی نکرده ای؛
در شلوغی های زندگی خودت را پیدا کن ...
مگذار این غبار تو را به دست غیر بسپارد
دستی ببر و " خودِ غبار گرفته ات " را از زمین بردار
دستی بر آن بکش و غبارش را بتکان
با گذشت اینهمه سال ،
باز درخشندگی اش متعجبت می کند.
خویش را پیدا کن ...
قبل از آنکه دیر شود
خیلی نمی خواهد دور بروی،
جایی همین نزدیکی ها را بگرد ...
پ.ن : داستان بسیار زیباست حتما ادامه را در ادامه مطلب مطالعه کنید

با سيلي هم نمي توانند ديگر صورت خود را سرخ نگه دارند که براي اين هم بايد قوتي باشد تا در بازو جمع شود و پنجه را حرکت دهد و بر گونه بنشاند براي قوت هم چيزهاي ديگري لازم است که اگر بود، خود سرخي چهره را فراهم مي آورد تا نياز به سيلي براي سرخ رويي نباشدو... اين شرح حال برخي مردمان است که مخصوصاً در مناطق کمتر برخوردار زياد هستند و با هزار تاسف روزافزون هم مي شوند، اصلاً تصاعدي بالا مي رود آمارشان که وقتي پدر خانواده نتواند کار کند، هم خود او به «زردرنگي» دچار مي شود و هم اعضاي خانواده اش به پاييز مي رسند، آن وقت... بگذريم، از روزي که براي راستي آزمايي گفته هاي يک دردمند راهي خانه اش شده ام و او را و مردمان منطقه اش را ديده ام، تلخکام شده ام، پس ببخشيد اگر طعم واژه ها هم تلخ است. آن روز، آنجا، ديدم وقتي مردخانه، به جاي سفره و دستانش ، دلش پر است ، جان کودکانش هم به جاي شادي از درد پر مي شود و بيماري مي شود مصداق همان سنگي که بر پاي لنگ مي نشيند، بيکاري و بي پولي، خود بدترين بيماري است آن وقت مرض هاي مختلف هم آوار مي شود روي زندگي آن ها تا مجبور شوند به جاي پول نداشته، آبروي خود را روي ميز بگذارند تا کسي دلش بسوزد و براي درمان آنان کاري بکند و ... باز هم بگذريم. آن روز در آن منطقه، به ندرت مي شد سرخ رويي را يافت که به فقر غذايي دچار نباشد والا خيلي ها را جز زردي، رنگي در روي نمانده بود و کاش مسئولان را همت چنان مضاعف شود که گره مشکلات، يکي از پس ديگري باز شود و «اميد» چنان پرشکوفه شود که «نااميدي» در اين ديار جايي نيابد. کاش مردم، مردمان توانگر، به شکرانه «بازوي توانا»يي که دارند، «دست ناتوان» را بگيرند و دل ها چنان به هم مهربان و نگاه ها مسئولانه شود که اگر کسي از پاي افتاد، دست هايي که براي بلندکردنش دراز مي شود پرشمار باشد و .... باز هم بگذريم، کاش به جاي اين که افراد با سيلي صورت خود را سرخ نگه دارند، دست تدبير مسئولان و دست محبت همنوعان سرخي را به مهر و تکريم بر چهره «نابرخورداران» بنشاند....
خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1392/11/09 شماره انتشار 18611 /صفحه۳/جامعه

بوسه میزنم بر آن دست هایی که
هیچوقت دستم را رها نکرد
بوسه میزنم بر دست های تو مادرم ، پدرم تمام زندگی من !!!
به عشق همه پدر مادرها

مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با
مسئولان نظام نسبت به استمرار سیاستهای سالهای گذشته در حوزه جمعیت موضع گرفتند
و از مطلوب بودن جمعیت 150 میلیون نفری برای کشور سخن به میان آوردند. با توجه به
حساسیتهایی که نسبت به این موضوع وجود دارد ممکن است برخی از افراد به صورت علنی
و یا غیرعلنی نسبت به این فرمایشات موضعگیری کنند فلذا در اینجا تلاش شده است با
برخی از توضیحات، درستی این سخنان تبیین شود و بیان شود که ظرفیت مطلوب کشور برای
افزایش جمعیت حتی فراتر از 150 میلیون نفر است و نه تنها جای نگرانی از افزایش
جمعیت نیست بلکه روند رو به رشد کشور در زمینه های مختلف علمی و فناوری و اقتصادی
نشان دهندهی نیاز کشور به افزایش جمعیت و از همه مهمتر جلوگیری از متوقف شدن رشد
جمعیت و سالخوردگی جمعیت است.
1- کشور پهناور ایران به لحاظ اقلیمی
دارای ظرفیت بالایی برای جمعیت است؛ برخلاف تصور عمومی جامعه، ایران به
لحاظ سرزمینهای زیستی رتبه بالایی را داراست. در حالی که ایران با وسعت 1.6
میلیون کیلومتر مربع در رتبه 18 کشورهای جهان قرار دارد به لحاظ سرزمینهای زیستی
با حدود 616 هزار کیلومتر مربع در رتبه 15 کشورهای دنیا قرار دارد. تراکم جمعیتی
ایران با جمعیت 75 میلیون نفر در حدود 50 نفر در کیلومتر مربع است و این در حالی
است که به نسبت اکثر کشورهای منطقه و جهان تراکم پایینی است و از آن مهم تر تراکم
زیستی کشور در حدود 116 نفر در کیلومتر مربع است که باز هم به نسبت اکثر کشورهای
جهان در رتبهی بسیار پایینی قرار دارد.
2- موضوع آب مسئله ای است که برای بسیاری
از افراد دغدغه ایجاد کرده است و بالاتر رفتن جمعیت کشور را ناسازگار با ذخایر
سالانه آب کشور می دانند. در این مورد باید این توضیح را داد که در حال حاضر ایران
به لحاظ مصرف آب در رتبه 11 جهانی قرار دارد در حالی که به لحاظ جمعیت در رتبه 18
جهان است یعنی کشور ما در مصرف آب شدیداً دچار سوءمصرف است. از تمام آب مصرفی در
ایران حدود 90 درصد در بخش کشاورزی مصرف می شود و 2 درصد در صنعت و در حدود 8 درصد مصرف شهری است؛ این واقعیت در
شرایطی است که در بخش کشاورزی تا 40 درصد سوءمدیریت مصرف آب وجود دارد یعنی با کمی
اصلاح در بخش کشاورزی معادل چندین برابر جمعیت فعلی ظرفیت آب آزاد خواهد شد.
3- معضل بیکاری شاید مهمترین مشکلی باشد
که برخی منتقدان افزایش جمعیت به آن اشاره دارند. این انتقاد در شرایطی است که یکی
از مهمترین عوامل اشتغالزایی در کشورها وجود بازار است؛ افزایش جمعیت یعنی
افزایش نیاز به کالا و خدمات و از آن فراتر ایجاد خواستهها جدیدتر و متنوعتر در
کالا و خدمات. از طرف دیگر جمعیت بیشتر یعنی نیروی کار بیشتر و این به معنای
افزایش رشد اقتصادی است. موضوع مهم و اساسی در مسئله جمعیت، تغییرات کُند و بسیار
زمانبَر آن است چرا که هر جامعه پس از تغییر سیاستهای جمعیتیاش نزدیک به سه دهه
باید منتظر بماند تا نتایج این تغییرات را مشاهده کند؛ به همین دلیل مطرح کردن
مشکلات کنونی جامعه مانند بیکاری در مخالفت با افزایش جمعیت غلط و از روی عدم تسلط
مطرح کنندگان اینگونه مباحث بر مسئله های اجتماعی است.
4- کشورهای پرجمعیت نه تنها در عرصه
اقتصادی قدرتمندترند بلکه در عرصه علم و فناوری نیز ظرفیت بالاتری را تولید علم و
خلق فناوری دارند. به طور مثال کشور روسیه با 147 میلیون نفر جمعیت دارای یک
میلیون متخصص هوافضا است آیا می توان تصور کرد کشوری که به طور مثال در مجموع 2 میلیون نفر جمعیت دارد یک میلیون
متخصص هوافضا داشته باشد؟! بسیاری از تخصصها و شاخههای علمی و فنی مستلزم وجود
جمعیت است. ایران در مسیر پیشرفت قرار دارد و به سوی اقتدار منطقهای و جهانی در
حرکت است، سال 1404 چشمانداز توسعه و برتری منطقهای ایران و سال 1435 چشمانداز
مرجعیت علمی ایران در جهان است. دستیابی به این چشماندازها تنها در گروی رشد مستمر و البته
عقلانی جمعیت است.
در پایان باید متذکر شد که تشویق به
افزایش جمعیت به معنای بازگشت به رشد جمعیت در دهه 60 نیست بلکه باید با تدوین
سیاستهای درست در حوزه جمعیت، شرایط را برای به تعادل رسیدن فرزندآوری خانواده ها
فراهم کرد؛ نه تعداد بسیار زیاد فرزندان برای خانوادهها و جامعه مطلوب است و نه
بسنده کردن به یک یا دو فرزند. مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از دولت و
مجلس باید سیاستهایی را اتخاذ و اجرا کنند که شرایط اقتصادی و اجتماعی برای
خانواده ها به نحوی تغییر کند که ایشان تشویق و ترغیب به داشتن فرزندان بیشتری
شوند. این سیاست ها از حوزه فرهنگ سازی تا حمایت های مالی از تولد فرزندان بیشتر
را در بر خواهد گرفت.

قرآن در خانه ما هست اما در خون ما نيست و همه مشكلات هم از همين جا آغاز مي شود و دردها و مشكلات شكل مي گيرد چه وقتي قرآن شفاست اگر شفا در جان ما جاري شود، جايي براي دردها و مشكلات و گره ها نمي ماند. مگر در جريان زلال آب، جايي براي عرض اندام تشنگي هست؟ نيست اما مسئله اين است كه گاه مثل ما و قرآن مثل آن كس است كه در كنار درياست اما قدر آب نمي داند و درست گفته اند كه
تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي...
و ما هم در كنار قرآني كه هر آيه اش هزار فرات است براي رفع عطش از جان ها قدر نمي دانيم كه اگر مي دانستيم در گذر از اولين شب قدر زندگي، تقدير خود و جامعه خود و جهان خود را جور ديگري رقم مي زديم.قرآن در خانه ما هست ولي در خون ما نيست كه اگر بود قلب ما جز بر مدار قبله نبود و در آن هزار راه به تركستان باز نمي شد و راه بر كعبه به هزار سنگلاخ گرفتار نمي آمد. اگر بود آن ره كه به تركستان است را به سوي كعبه تغيير مسير مي داديم و اصلاح راه و روش مي كرديم همان دم كه در اشارت هاي قرآن فهميديم و از زبان اهل نظر به هشدار شنيديم كه
ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي
اين ره كه تو مي روي به تركستان است...
پس هشدار هوشيارمان مي كرد و به راهمان مي آورد اما چون در خون ما نيست، به قلب راه ندارد و قلب را به پايتختي خدا نمي دهد.
قرآن در خانه ما هست اما در خون ما نيست كه اگر بود در خيابان هم ظهور و بروز عملي اش را مي ديديم و رفتارمان مفسر پندارمان بود كه با قرآن شكل يافته بود اما رفتار ما تجسم چيز ديگري است كه گاه ما را به دروغ مي كشاند و گاه دشنام، گاه فسق و گاه فجور و معمولي ترين آن همين رفتارهاي هنجارشكنانه در خيابان است حتي همين خيابان هاي شهرهاي خودمان، از بدحجابي گرفته تا بدرفتاري و بدگفتاري، از قانون شكني در رانندگي گرفته تا تصاحب پياده رو و راه مردم، از فقر مطالعه و دانش و معرفت گرفته تا فقر اقتصادي و تا خيلي چيزهاي ديگر.قرآن در خانه ما هست اما در خون ما نيست و اين درد بزرگي است كه قرآن را از زندگي خود تبعيد كرده ايم و اين جز سكولار كردن زندگي چه معنايي مي تواند داشته باشد؛ ديگران آن را از سياست و حكومت داري خود حذف كرده اند و ما آنان را به هزار لعن و نفرين مي نوازيم اما ما كه اندك اندك قرآن را از جان و جامعه خود دور مي كنيم به رسم تبعيد اعلام نشده، چه نامي مي توانيم داشته باشيم؟ حال آن كه چنانكه براي زندگاني جسم به آب و هوا نيازمنديم براي زندگاني جان هم به قرآن محتاجيم و براي داشتن جامعه زنده نيز هم.
و اين احتياج را نمي شود با داروهاي مشابه برطرف كرد. شايد بشود به جاي آب چندي نوشابه نوشيد و رفع عطش كرد اما فردا روز نياز به آب با نوشيدني هاي ديگر رفع نخواهد شد اما ماجراي ما و قرآن اين است كه هيچ بديلي ندارد و جان براي زندگاني هر لحظه بدان محتاج است و براي رفع اين نياز بايد با همه جان به قرآن رو كنيم و همراه بزرگاني شويم كه بزرگي در قرآن يافته اند و در جامعه ما از اين قبيل كم نيستند و قوام جامعه هم به بركت دعا و حضور آنان است. ما هم چنين شويم.
روزی شخص غريبی به اين شهر آمد و چون جائی نداشت ، رفت كه در مسجد بخوابد مردم نصيحتش كردند كه : به اين مسجد نرو ، هر كس كه شب در اين مسجد میخوابد ، زنده نمي ماند مرد غريب كه آدم شجاع و دليری بود ، گفت من از زندگی بيزارم و از مرگ هم نمیترسم و میروم ، ببينم چه میشود به هر حال مرد شب را در مسجد مي خوابد.ضمنا آدم شجاع و دلیری بود.

نيمه های شب صداهای هولناك و مهيبی از اطراف مسجد بلند شد ، صداهای مهيبی كه زهره هر شير را میتركاند مرد با شنيدن صدا از جا بلند شد و فرياد كشيد : هر كه هستی بيا جلو ، من از مرگ نمیترسم ، من از اين زندگی بيزارم ، بيا هر كاری دلت ميخواهد بكن شروع کرد فریاد بلندتر کشیدن یک مقدار که جلوتر رفت و فریاد کشید ناگهان صدای مهیبی از داخل مسجد بلند شد و ديوارهای مسجد فرو ريخت و طلسم هایی که در آن جل بود شکست و گنج هایی که در آن جل پنهان بود پیش پای آن آدم فرو ریخت و فردا صبح از آن جا با یک سلسله گنج ها بیرون آمد.
سيد جمال می گوید غرب آن مسجد مهمان کش است كه گمراهان چون از تاريكی سياسی بترسند بدرون آن پناه میبرند.آدم های ضعیف که به این جا بیایند خود را می بازند و می میرند.باید فریاد کشید و این طلسم دروغین را شکست،که خودش همین کار را کرد و مصداق آن آدم دلیر بود.در آن زمانی که مبارزه با سیاست استعماری انگلستان در دماغ احدی نمی توانست خطور کند فریاد مبارزه با سیاست استعماری انگلستان را بلند کرد و برای اولین بار این حالت خودباختگی را از مردم گرفت و روی خود اسلامی مردم تکیه کرد. سيد جمال برای تمام ملتهای اسلامی يك منش و يك هويت يگانه قائل بود اما آنرا يك من پايمال شده ، يك من تحقير شده منی كه شرافت خود ، كرامت و تاريخ خود را فراموش كرده ، میدانست و معتقد بود كه بايد اين من را به ياد خود آورد.
منبع کتاب آینده " انقلاب اسلامی" اثر استاد شهید مرتضی مطهری
