از انقلاب اسلامی ایران تا انقلاب مهدوی آخرالزمان

انقلاب اسلامی ،انقلاب مهدی

جنگ و زن : احساس درد اگر چه به خودی خود، خوشایند نیست اما از الطاف خفیه الهی است؛ چرا که وجود بیماری را خبر می دهد و این باخبری است که انسان را برای درمان، به سوی طبیب می کشاند اما زنهار که اگر ناطبیب را به جای طبیب بگیرد؛ دور نخواهد بود که دردش با مرگ، دوا شود! این مقال، مژده طبیب موعودی است که خالق خلق، توان درمان دردهای کهنه و زخمهای ناسور را در دستان یداللهی او نهاده است.

ادامه نوشته

امام عسکری علیه السلام، حلقه وصل دوران ظهور و عصر غیبت

امام عسکری علیه السلام،

جنگ و زن : آگاهی بخشی به مردم، برای نجات از گمراهی ها و تفرقه ها و سوءباورها و ناامیدی های حاصله از غیبت حضرت مهدی علیه السلام، مسئولیتی بزرگ بود که بر دوش همه امامان معصوم علیهم السلام، بویژه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام قرار داده شده بود و با قلم و بیان و سلوک ویژه ی آن بزرگواران به انجام رسید.

ادامه نوشته

مولاي من!

مولاي من! کاش در همين جمعه مي‌آمدي تا نگاه منتظران را پايان بخشي.

يا صاحب الزمان! بيا و نرگس‌هايي را که نثار راهت کرده‌ام با قدومت معطر کن تا تبرکي باشد براي ابديتم. حضورت را با تمام وجود حس مي‌کنم. بيا و ظهور کن تا با افتخار، تو را به دشمنان نشان دهم و عظمت تو را به رخ ظالمان بکشم. ----------------
مولاي من! اي يوسف دورافتاده از کنعان امت اسلام! اي قلب تپنده قرآن، اي نور ديده، اي غريب، اي اسير جهل امت، اي رانده شده از شهر و ديار، اي باديه نشين غم‌هاي بي پايان، اي مصداق «اذا ضاقت عليهم الارض بما رحبت». کجايي آقا؟
-------------

ـ يوسف زهرا ما منتظران، همچون تشنه‌ايم در کويري داغ. کي باشد که بيايي و شربت سرد و گوارايت را بر لب‌هاي تشنه و خشکيده ما بنوشاني؟ دير زماني است که صبح‌هاي جمعه صدا مي زنيم: «أين ابن فاطمة الکبري». آيا مي‌آيد روزي که نداي «انا ابن فاطمة الکبري» را از کنار خانه کعبه بشنويم؟
--------------------
ديشب در امتداد افق، نگاهم خيره مانده بود و هرچه صدايم مي زدند گويا بيدار نمي‌شدم. نمي‌خواستم بيدار شوم. غرق در فکر آمدنت بودم. يوسف فاطمه، بيا و اين طلسم خيره نگاهم به اشک ديدار باطل کن تا «متي ترانا و نراک» براي من هم مصداق پيدا کند. سخت است شماتت دشمنان. سخت است!
---------------------
 جمعه هم گذشت و آقا نيامدي. اي عشق ناديده... اين بار هم نيامدي. اي زيباترين و اي غايب ترين آشکار... تا کي به يادت و به نامت و بدون حضورت در انتظار بنشينيم و به کدامين مسير، چشم به راه بمانيم؟خوشا روزي که بيايي و مژده حضورت را من... بر زبان برانم و غلامت شوم.
----------------

هر آينه به اميد ظهور تو، با يک سبد گل نرگس، آمدنت را به انتظار مي‌نشينم،

اما آقاي من! چقدر غم‌انگيز است غروب آدينه، وقتي يک بغل اشک و بغض و دعا را ضميمه دلم مي‌سازم. به اميد آدينه‌اي ديگر و ظهور سبز تو.

---------------------
به هر ريسماني که آويختيم بريد.
به هر شاخه‌اي که نشستيم، شکست
و بر هر ستوني که تکيه زديم، افتاد
تنها تويي که حق محبت را تمام و کمال، ادا مي‌کني
به ما هم الفباي محبت بياموز...

ملکه‌ی اسلام در مدینه که بود؟!

افسران - ملکه‌ی اسلام در مدینه که بود؟! (الگویی برای دختران مهدوی)

مادر گرامی امام حسن عسکری علیه السلام حضرت حدیثه علیها السلام است که ملقب به جده و کنیه‌ی مبارکشان ام الحسن بود در سودان متولد شد و 4 پسر و یک دختر به دنیا آورد.

ایشان ام ولدی بود به همین دلیل او را حدیثه می‌گفتند برخی نام این بانوی گرامی را سوسن و برخی سلیل ذکر کرده‌اند

شیخ مفید در ارشاد، در ذکر نام مادر امام حسن‌عسکری علیه السلام می‌نویسد :

مادرش ام ولدی بود که به او محدثه می‌گفتند. او در نهایت صلاح،‌ورع و تقوا بود.

هنگامی که او را نزد امام هادی علیه السلام ‌آوردند، و همسر ایشان گردید، امام علیه السلام در شأن او چنین فرمودند:‌ سلیل،‌بیرون کشیده شده از هر آفت و نقص و پلیدی و ناپاکی است.

در عصر غیبت صغری، او را به عنوان جده، (جده‌ی امام قائم علیه السلام می‌خواندند .

حدیثه از زنان صالح روزگار و دارای فضائل نفسانی بود. این بانوی گرامی در تربیت فرزند بر حسب تعلیمات امام زمان علیه السلام خود با کمال مراقبت می‌کوشید و نشو و نمای امام یازدهم علیه السلام در مهد تربیت امام دهم، بر طبق آموزش و پرورش مکتب نبوت بود.

این بانوی ارجمند به منزله‌ی ملکه‌ی اسلام در مدینه می‌زیست و زنان بزرگ عرب و مشایخ علماء درباره او جمع می‌شدند و به وسیله‌ی او کسب فیض می‌کردند.

وی در فن تربیت و تعلیم کودک، نهایت مهارت و مراقبت را داشت و از مدینه به سامراء در مسافرت حضرت عسکری علیه السلام ملازم رکاب بود و در سامراء از دنیا رفت.

پیکر پاکش نیز در همان جا به خاک سپرده شد. تاریخ دقیق وفات این بانوی بزرگوار دردست نیست.


  مادران چهارده معصوم - مولف احمد امیری پور

شفا خواهی با نماز امام زمان(عج)

آقای... که در همسایگی
مسجد مقدس محدثین مغازه دارد برای مؤلف جریانی را نقل کرد و من از او
خواستم آن را مکتوب به من بدهد و ایشان هم آن قضیه را این چنین نوشت: عصر روز سه شنبه در تاریخ ۱۸/۲/۸۴ ساعت ۱۷:۳۰ به قصد رفتن به بانک از خیابان کنار مسجد محدثین عبور می کردم.
دیدم خانمی چادری در جنوبی مسجد را پی در پی می کوبد! فهمیدم برای رفتن به مسجد بی تابی می کند.
پس از سلام به او گفتم: با مسجد کاری دارید؟
گفت: آری! حس کنجکاویم تحریک شد و از او پرسیدم:
اگر کارتان ضروری است من بروم؛ خادم مسجد را پیدا کنم تا در را برایتان باز کند.
او موافقت کرد و من هم آمدم به حاج آقای آرامی که او نیز مانند من در همسایگی مسجد مغازه دارد؛ گفتم:
"مش محمد علی" خادم مسجد را سراغ نداری؛ کجاست؟
گفت: برای کاری رفت و نیم ساعت بعد می آید.
من برگشتم به آن خانم گفتم: خادم نیم ساعت بعد می آید، اگر من می توانم کمکی بکنم؛ حاضرم.
گفت: خیر! می خواهم وارد مسجد بشوم.
از لهجه آذری وی فهمیدم غریب است.
پرسیدم: برای چه این قدر اصرار به رفتن درون مسجد را دارید؟!
گفت: برادرم بیمار و بر تخت بیمارستان است. صبح روز گذشته که به عیادت او رفتم به من گفت:
من دیشب خواب دیدم که تو داری در مسجد محدثین بابل نماز می خوانی و از آقا امام زمان(عج) شفای بیماری مرا تقاضا می کنی.
آدرس
مسجد را به من داد و از آذربایجان به آن آدرس به این جا آمدم تا دو رکعت
نماز بخوانم و شفای برادرم را از امام زمان(عج) طلب کنم.
خیلی از سخنان او متأثر شدم به خودم گفتم:
ما
همسایه این مکان مقدس هستیم و قدر و منزلت آن را نمی دانیم ولی امام
زمان(عج) مردم را برای گرفتن حاجت از راه دور به این جا حواله می دهد!
ناگهان یکی از اعضای هیئت امناء مسجد آمد و با احترام به آن زن، در را باز کرد.

بر گرفته از کتاب مسجد مقدس محدثین

خط قرمز معرفت!



«اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بُعد المعصیة و عرفان الحرمة و...»

دعایی که امام عصر(عج) می‌نماید، دعا به شناخت خط قرمزها و حریم‌ها و حرام‌هاست؛ کجا باید وارد شد و کجا نباید وارد شد. چه باید گفت و چه نباید گفت.

فهم این حریم‌ها و حرمت‌ها و مرزها یک مسأله ضروری و حیاتی است و لذا امام آن را به عنوان یک دعا و یک رزق معنوی از خدا می‌خواهند و به ما می‌آموزند.

درباره علم، دوگونه عرفان و شناخت حرمت، معنا می‌یابد. یکی علم ضروری و هم شناخت مرزها و حدودها و حریم‌هاست و این، در هر حوزه و هر مسیری معنا دارد.

دیگر، شناخت حریم و مرزهای خود علم است، چه حوزه‌هایی، حوزه ممنوع ورود علم است و علم نباید به آن وارد گردد. منظورمان طرح این مطلب نیست که علم انسانی در چه جایگاهی راه ورود ندارد و نه این که ره بسته باشد که رهرو را توان رفتن نیست. چون علم انسانی مخلوق و ممکن الوجود است و در ذات خدای واجب الوجود آن را راهی نیست و پای رفتن ندارد. چنان‌که جبرئیل نیز در مقامی پای رفتن و همراهی با انسان نداشتند، در جا زدند و لذا فروتنانه سر به سجده سائیدند. سجده بر خدا و به امر او به ولیّ خدا سجده کردند. خدا و ولیّ خدا را مطیع شدند و خاضع و خاشع.

سخن از حوزه ممنوعه علم که گفته می‌شود، منظور این نیست؛ بلکه علومی است که به دلیل محدود بودن عمر آدمی و لزوم حل مسائل بسیار ضروری دنیوی و اُخروی خود، مادی و معنوی خود، ورود به آنها حاشیه‌ای است که انسان را از رفتن باز می‌دارد و از دانستن امور مفید، وا می‌نهد؛ حتی آنجا که هرچه بپرسی پاسخش موجود است. آنجا که علم به راه آسمان و زمین یکسان، بلکه علم به آسمان پر رنگ‌تر است؛ آنجا که ولیّ خدا بالاتر از عیسای پیامبر که خبر از خوردنی‌ها و ذخیره‌ها به اذن خدا خبر از داشته‌ها و نداشته‌ها، خوردنی‌های معنوی و ذخیره‌ها به اذن خدا می‌داد،[2] ولیِّ خدا، امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به اذن خدا خبر از داشته‌ها و نداشته‌ها، خوردنی‌های معنوی، استعدادهای معنوی و ذخیره‌ها برای امروز و فردای خود و نسل‌های آینده می‌دهد.

در آنجا نیز علم، حد و حریم دارد. قرار نیست در هر حوزه‌ای پرسش کنیم و اگر هم پرسش شود با این که امام از آن با خبر است و یقیناً سؤال از آن چیزی مانند کنه وجود خدا نیست که انسان مخلوق و ممکن الوجود را اصلاً راهی به آن نباشد اما ولیّ خدا، سؤال را پاسخ نمی‌دهد. حریم و حرمت و مرز سؤال را معلوم می‌کند و از ورود به آن جلوگیری می‌نماید، سؤال را به مسیری دیگر برده و پاسخی فراخور می‌دهد. امام از «ما تأکلون و ما تدخرون»[3] نه غذای خوردنی و آب آشامیدنی که از غذای معنوی و فرزندی که در خانه برای فردای خود ذخیره کرده سخن می‌گوید و هدایت می‌کند.

واضح‌تر، حضرت علی(علیه السلام) چند بار این سخن را فرمود که: «سلونی قبل اَن تفقدونی؛[4] هر آنچه می‌خواهید از من بپرسید»، فردی بر می‌خیزد و به جای سؤال از آسمان یا از زمین یا سؤال از جان یا بدن خویش که مفید و مضر آن معلوم گردد، به تمسخر یا به کنجکاوی به جمع آوری و یا ادعای فهم و علم و به رخ کشیدن دانسته خود به دیگران یا به امتحان امام، سؤال از تعداد موهای سر خود نماید، امام(علیه السلام) در جواب این‌گونه می‌فرماید: «اگر بخواهم می‌گویم چه تعداد شیطان در زیر هر کدام از موهای تو جمع‌اند. (یا کنایه از اندیشه‌های انحرافی و وسوسه‌های شیطانی که تو را احاطه کرده‌اند یا اشاره به میکروب‌ها و آنچه که موها را از نظر سلامتی و بهداشت احاطه کرده‌اند) اما این علم مفید نیست، این دانش، هیچ ثمره و خاصیتی برای تو ندارد.

این جاست که امام می‌فرماید: «ولی به تو می‌گویم: فرزند تو (ذخیره شده، استعداد (مانند ما تدّخرون فی بیوتکم) فرزند پیامبر را به شهادت می‌رساند.[5] یعنی به جای دانش آمارها و اطلاعات غیر مفید و بی‌ارزش، به دنبال این باش که چه چیزی وصیت کرده‌ای. به فکر تربیت فرزندت باش. ببین جه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی می‌افتد که ولیّ خدا به شهادت می‌رسد و چرا فرزند تو، امام را به شهادت می‌رساند. راه پیشگیری چیست؟ چگونه فرزند خود را تربیت کنیم. محبت امام و دین را به او بیاموزیم تا مسیر حق و باطل را بیاموزد. این هدایت سؤال است و فهم درک سؤالات و علم مفید.

نقش زنان در حکومت حضرت مهدي (عج الله)



«اِنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّلِحُونَ»[1]


با آفرينش زن برگ ظريفي به برگ هاي زرين عالم وجود افزوده شد چرا که زن جلوه اي از جمال و جلال الهي است که بايد شناخته مي شد؛ اين نور الهي از آغاز آفرينش تا کنون، دوران هاي تلخ و شيريني را سپري کرده است. اما شيريني و لذتش در اين است که زنان در نهضت جهاني حضرت مهدي (عج)جايگاه شکوهمندي دارند و در همه مراحل اين نهضت حضور فعال خواهند داشت.

نهضت امام زمان (عج) و ظهورش آخر خط نيست، بلکه دور جديدي از تاريخ و جامعه شروع مي شود. تازه آن سؤالي که ملائک از روز اول داشتهاند و همه عالم داشتهاند؛ فلسفه خلقت، جامعه، نبوت، رسالت، پاسخ داده مي شود. تازه معناي عاشورا چيست و کربلا کجاست؟ آشکار ميشود. ظهورش با اجتماع ياران او قرين است؛ اصحاب سختکوشي که با حضور خود فرمان موعود را لبيک گفته، گرد آفتاب وجودش حلقه مي­زنند تا در رکاب او وعده الهي را تحقق بخشيده، حاکميت دولت اهل بيت(ع)را بر جهان بگسترانند.

و در اين ميان گروهي رجعت ميکنند، رجعت جزء زيبايي هاي آفرينش است رجعت مي کنند تا به ثواب ياري امام زمان (عج) نائل آيند و شاهد دولت حق آل محمد باشند و از ظهور حق و اعتلاي کلمه توحيد لذت ببرند.[۲]

نقش زنان در حکومت حضرت مهدي (عج الله)

يکي از مهم ترين و سرنوشت سازترين حرکت ها و وقايع جهان بشري، انقلاب حضرت مهدي(عج)است و سزاوار است بدانيم زنان در اين قضيه مهم، چه نقشي ايفا مي کنند و چه مسؤوليتي بر عهده دارند. بر اساس برخي از روايات، حضور و نقش اين زنان از نظر زمان و موقعيت، چند صورت دارد: اولين گروه از زناني که به محضر امام زمان(عج)مي شتابند، کساني اند که در آن ايام مي زيسته اند و همانند ديگر ياران امام(عج)، به هنگام ظهور در حرم امن الهي به خدمت امام ميرسند. از امام باقر7در بيان بعضي از نشانه هاي ظهور، مي فرمايد: «و يجيء والله ثلاث مئة و بضعة عشر رجلا فيهم خمسون امرأة يجتمعون بمکة علي غير ميعاد قزعاً کقزع الخريف يتبع بعضهم بعضها و هي الآية التي قال اللّه: (اين ما تکونوا يأت بکم الله جميعاً ان الله علي کل شيء قدير...[۳] )[۴]

«به خدا سوگند، ۳۱۳ نفر مي آيند که پنجاه تن از اين عده زن هستند که بدون هيچ قرار قبلي در مکه کنار يکديگر جمع خواهند شد و اين است معناي آيه شريفه: هر جا باشيد خداوند همه شما را حاضر مي کند، زيرا او بر هر کاري توانا است».

در توجيه و جمع اين روايات گفته شده تعداد ۳۱۳ نفر هسته اصلي و مرکزي ياران امام زمان (عج)ميباشند.حال که ميان ۳۱۳ تن از ياران حضرت (که کارگزاران و مديران حضرت ميباشند) پنجاه زن وجود دارند، به اين نتيجه ميرسيم که زنان در پست‏هاي مديريتي فعالانه نقش خواهند داشت.

در ادامه مطلب مطالعه فرمایید

ادامه نوشته

انتظار در مبارزه است

آیا میدانید امام (ره) به ما چه آموخت؟؟؟

حال به صحبت شهید آوینی در این زمینه اشاره میکنیم..


http://upch.ir/uploads/2/139116501369221.jpg

شهید آوینی :
امام (ره) به ما آموخت که
"انتظار در مبارزه است"
و این بزرگ ترین پیام او بود
اللهم عجل لولیک الفرج 

چند هزارمین مشق انتظار

http://upch.ir/uploads/2/139116331700291.jpg

سرمشق را

- به شوق-

گرفتیم و نوشتیم

و این چند هزارمین مشق انتظار است که می نویسم

و باز به عشق

ورقی دیگر می زنیم دفتر را

برای نوشتن...

آقای من

نمی دانم این چندهزارمین جمعه است که طلوع می کند

وچشم های ما هنوز به انتظار

یک نفس

تمام هفته را هروله می کند

تا به جمعه ای دیگر برسد

جمعه ای که باید

جمعه موعود باشد...

آقای من

جمعه ها برای ما

همیشه موعود است

و خدا کند همیشه میعاد هم باشد

و نصیب شود آن لحظه مقدس

که به نگاه شما اجابت شویم

آن وقت چنان از شوق به رقص خواهیم آمد

که «سما» هم «سماع» ما را تاب نیاورد

و چنان پر شکوفه خواهیم شد

که تاریخ به این شکوفه

پرشکوه برخیزد

چشمه های جانمان

جاری شود

تا خشکسالی جهان را هم نقطه پایان بگذارد...

آقای من

ای پرده نشین عاشق

این جمعه هم

جمعه موعود است

ما را به لطف

به میعاد اشارتی فرما...

آمین!

  خراسان رضوي - مورخ پنج‌شنبه 1392/11/03 شماره انتشار 18606 /صفحه۵/فرهنگی

تعجیل در فرج

افسران - اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صلی علی محمد و اله محمد و عجل فرجهم

(((( دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت (ره) ))))))

دانشجو بود…دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….

از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن…
اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن>>”"حمید..حمید…حاج آقا باشماست”"
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:
- یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…

**
ترک هرگناه==نشاندن لبخند بر لبان نازنین حضرت مهدی علیه السلام…
ترک هرگناه==برداشتن یک قدم در مسیر ظهور…



حامیان حجاب اسلامی

نقش زنان و جایگاه آنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

پدید آورنده : محسن دنیا دیده ، صفحه 28

با نگرش دقیق می توان گفت در هیچ مکتب و گرایشی مانند مکتب اسلام حریم وحقوق زنان مورد حمایت قرار نگرفته است. در دیدگاه اسلام زن به عنوان شخصیتی گران بها در ابعاد مختلف ایفای نقش می کند، اما حریم و مدار او هرگز با مردان آمیخته نمی شود، مکان های عمومی، جلوه گاه جاذبه های جنسی او نیست؛ رسالت و ایفای نقش اجتماعی او، همسرداری، خانه داری و تربیت فرزند را کم رنگ نمی کند؛ میان افراطِ اختلاط و تفریط محدودیت، راه سوم «حریم» را در پیش گرفته است و غیرت و عفت او، راه هر گونه ابتذال جنسی و التذاذ را بر اغیار بسته است.

قرآن کریم زن را فوق مسایل گروهی و قبیله ای مطرح می سازد و به او شخصیتی جهانی می بخشد به گونه ای که زن نیک کرداری چون همسر فرعون را برای همة مؤمنان ـ اعم از مرد و زن ـ به عنوان الگو معرفی می نماید.[1]

در طول تاریخ اگر مردان نقش آفرین و تاریخ ساز را مشاهده می کنیم، در کنار آنان نقش زنانی موفق و تأثیرگذار را نیز نباید فراموش کنیم.

در همة انقلاب ها زنان تأثیر فراوانی در پیشبرد اهداف آن انقلاب داشته اند. انقلاب جهانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ که اهداف همة انبیا و اولیای الهی به طور کامل در آن تحقق پیدا خواهد کرد ـ نیز از این مطلب مستثنا نخواهد بود و زنان نقش مؤثری در پیروزی حق بر باطل و تحقق دولت کریمة مهدوی ایفا خواهند کرد

در میان روایاتی که حضور و نقش زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را مطرح می کنند، چند دسته از روایات بیشتر قابل توجه می باشند:

1. روایاتی که بیانگر حضور 50 زن در بین یاران اصلی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد:

امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«به خدا قسم سیصد و سیزده نفر می آیند، که پنجاه نفر از این عده زن هستند.»[2]

در روایات 313 نفر را دستیاران و حکام حضرت معرفی می کنند: آنان وزیران اویند که از جانب او سنگینی بار حکومت را بر دوش می کشند» و «هُم النُّجَبَاءِ وَ الْقُضَاةُ و َالْحُکَّام وَ الْفُقَهَاء فِی الدِّین». «آنان برترین ها، قاضیان، حاکمان و فقیهان در دین اند.»[3]

امام باقر علیه السلام می فرمایند: «در زمان حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به همة مردم حکمت و علم بیاموزند؛ تا آن جا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم قضاوت می کنند.»[4]

2. روایاتی که حضور 400 زن آسمانی را در حکومت حضرت مهدی (عج) مطرح می کنند:

از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم نقل شده است: «عیسی بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ترین افراد، روی زمین خواهد آمد.»[5]

3. رجعت زنان نیز در بعضی از روایات مطرح شده است:

امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر فرمودند: «همراه حضرت قائم علیه السلام سیزده زن هستند.... گفتم: آن سیزده نفر را نام ببرید. فرمود: قنوا دختر رشید، امّ ایمن، حبابه والبیه، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده، ام خالد احمیه، امّ سعید حنفیّه، صیانه ماشطه و ام خالد جهنّبیه»[6]

این افراد هر کدام در جهتی و عمدتاً در جهاد با دشمنان خدا از خود شایستگی هایی نشان داده اند. برخی از آنان مانند صیانه، مادر چند شهید بوده است و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید.[7]

برخی چون سمیّه در راه دفاع از عقیدة خود سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرده و تا پای جان از عقیدة خود دفاع کرده اند.[8] برخی نیز به خاطر پاکی و شایستگی هایی که در وجود خود داشته اند افتخار مصاحبت با پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم و امامان معصوم علیهم السلام را در کارنامة خود دارند و مورد عنایات ویژة معصومان علیهم السلام قرار گرفته اند و ثابت کرده اند که در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز می توانند نقش آفرینی نمایند.

با توجه به روایاتی که بیان گر حضور زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد، نقش زنان را در موارد زیر می توان جستجو کرد:

نمایندگی از جانب جامعة زنان در حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، انجام فعالیت های فرهنگی و پاسخ گویی به مسائل شرعی بانوان، مدیریت و برنامه ریزی، پیام رسانی و برحذر داشتن مردم از فرهنگ شیطانی دجال،[9] مداوای زخمی ها و پرستاری از بیماران، رساندن مهمات و آب و غذا به رزمندگان، تشویق رزمندگان برای عزیمت به جبهه و تشویق آن ها در صحنه نبرد و روحیه بخشیدن به رزمندگان و....

از آن جا که یکی از مهم ترین راههای نقش آفرینی ایجاد الگوهای رفتاری است، این زنان می توانند برای بانوان عصر ما اسوه و الگوی رفتاری باشند. بانوان منتظر، نظیر دوران انقلاب و دفاع مقدس؛ می توانند با کسب ویژگی های بارز این بانوان سرافراز، خود را به قافلة یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک نمایند.

با مطالعة زندگی این بانوان نمونه به نکات مهم و ویژگی های بارزی برخورد می کنیم؛ مانند:

ایمان و عشق به خدا، امام شناسی و معرفت نسبت به حجت خدا، تولی و تبری، شهادت طلبی، صبر و استقامت در راه خدا، گذشتن از جان و مال و اولاد برای حفظ دین، عبادت و بندگی خالصانة خدا، آموختن احکام شرعی و آشنایی با مسائل حلال و حرام، انجام امور عام المنفعه و گره گشایی از کار مردم، ارتباط با قرآن کریم، تربیت فرزندان صالح و...

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . تحریم / 11.

[2] . بحارالانوار، ج 52، ص223، حدیث 87..

[3] . معجم احادیث الامام المهدی، ج5، ص37.

[4] . الغیبة نعمانی، ص239.

[5] . معجم احادیث الامام المهدی، ج5، ص515.

[6] . اثباة الهداة، ج7، صص150-171.

[7] . منهاج الدموع، ص93.

[8] . سفینة البحار، ج4، ص303.

[9] . کنزالعمال، ج14، ص602.

به نقل از حوزه

ابری ام،بارانی ام....


افسران - ابری ام،بارانی ام....


یامهــــــــــــدی

ابری ام، بارانی ام، حال و هوایم خوب نیست
چشم سر، خیس است امّا چشم دل، مرطوب نیست
آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است
علتش این است اگر محصول ها مرغوب نیست
سود بازار عمل از عُرف هم کمتر شده
ای دریغ اوضاع کار و بار من مطلوب نیست
این دل بی در اگرچه جای این و آن شده
غیر تو اصلاً برای من کسی محبوب نیست...
واقعاً من دوستت دارم عزیز فاطمه!
غیر یوسف هر کسی که دلبر یعقوب نیست
با منِ بیچاره هم حرفی بزن چیزی بگو
جنس این دل که دگر از جنس سنگ و چوب نیست
طاقت دوری ندارم، رحم کن بر عاشقت
صبر من مانند صبر حضرت ایّوب نیست
کربلااااااا می خواهم آقا ... التمـــــــــــاست می کنم
نامه ام را مُهر کن هر چند که مکتوب نیست

محمد فردوسی

کلیپ صوتی بسیار زیبا از سخنرانی حاج حسین یکتا درباره مهدویت...


افسران - کلیپ صوتی بسیار زیبا از سخنرانی حاج حسین یکتا درباره مهدویت...

متن بخشی از سخنرانی:
یه روز جنگ شد و اعلام جنگ شد و بعضی ها جبهه رفتند...اونایی که رفتند جبهه و وارد جنگ شدند اول باورشان شد امام زمان(عج) فرمانده جبهه است...جبهه ارباب دارد..جبهه فرمانده دارد...باورشان شد ارباب امام زمان است...
آیا ما امروز که آمدیم پشت این صندلی نشستیم قبول داریم امام زمان(عج) الان مسئول جلسه است..
این را قبول داریم؟!!!!!!
اما اول قبول کنیم با نگاه امام زمان اینجا جمع شدیم و آقا دارد نگاهمان میکند...؟!!
و ما در بحثی که مستقیم مربوط به ایشان است وارد عمل شدیم..
قبول داریم یا نداریم؟!!!!!!!
بچه ها در جنگ قبول داشتند...
ما وارد جنگ فرهنگی شدیم...
و امروز در این جنگ فرهنگی فرمانده اش آقا است و.............
اگر مقام معظم رهبری اعلام کردند جنگ!
حضرت آقا گفت:تهاجم ..شبیخون..ناتوی فرهنگی...جنگ تمام عیار فرهنگی...
حضرت آقا گفتند:جهاد همه جانبه ی نرم و جهاد همه جانه نرم...یعنی حضرت آقا اعلام جهاد کرد...
ما قبول داریم آمدیم جبهه؟!!!!!
ما قبول کردیم جنگ،فرمانده اش آقاست...
قرار است از خونه وداع کنیم از مامان ها خداحافظی کنیم...لباس خاکی بپوشیم...فانسقه ببندیم..کوله پشتی برداریم...
میروم اینک مادر در کربلا می خواندم...
یعنی ما قرار است از خیلی از تعلقاتمان خداحافظی کنیم...
و.........

دانلود

هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند


افسران - هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند


سلام وارث تنهای بی‌نشانی‌ها!
خدای بیت غزل‌های آسمانی‌ها

نیامدی و کهنسال‌هایمان مُردند
در آستانهٔ مرگ‌اند نوجوانی‌ها

چقدر تهمتِ ناجور بارمان کردند
چقدر طعنه که: «دیوانه‌ها! روانی‌ها!

کسی برای نجات شما نمی‌آید
کسی نمی‌رسد از پشتِ نُدبه‌خوانی‌ها»

مسیحِ آمدنی! سوشیانس! ای موعود!
تو ـ هر که هستی از آن‌سوی مهربانی‌ها!

بگو به حرف بیایند مردگانِ سکوت
زبان شوند و بگویند بی‌زبانی‌ها

هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند و هنوز
تهی است کوچه از آوازِ شادمانی‌ها

و زرد می‌شوند و دانه‌دانه می‌افتند
کنار پنجره‌ها برگِ شمعدانی‌ها

این جا هیچ کس شبیه تو نیست...

افسران - این جا هیچ کس شبیه تو نیست...

آدم ها، من را به یاد تو نمی اندازند

این جا هیچ کس شبیه تو نیست

دلم که تنگ می شود برایت
کنار آتش می نشینم،
دریا می کشم و به درختان فکر می کنم

...
مریم ملک دار

بغل کردن امام زمان (عج)

افسران - بغل کردن امام زمان (عج)


روزی امام زمان(عج) در مغازه عبدالکریم کفاش نشسته بودن که رو میکنند به عبدالکریم و


میگویند:عبدالکریم کفش های منو ببین نیاز به وصله دارن

عبدالکریم جواب میدن:آقا به روی چشم اما اجازه بدهید اول سفارش های مردم رو تموم کنم

بعد به کفش های شما برسم.(البته چون آقا امر نکرده بودند این جواب را داد)

امام زمان(عج) برای بار دوم می فرمایند:عبدالکریم کفش های من نیاز به وصله دارن برام

بدوزش.

بازم هم عبدالکریم همان پاسخ را میدهند.

برای بار سوم امام زمان(عج) می فرمایند عبدالکریم کفش های منو برام بدوز.

این بار عبدالکریم کفاش از جایش برمیخیزد و به جلوی آقا میره و آقا رو بغل میکنه و محکم

فشار میده و میگه آقاجان قربونت برم من که گفتم چشم اما اگه بار دیگه بگین همینجوری

که تو بغلم گرفتمت داد میزنم آی مردم بیاین که امام زمان اینجاست.

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند عبدالکریم اگه اینطوری نبودی

هرگز به سراغت نمی اومدیم.
منبع:کتاب روزنه هایی از عالم غیب / نویسنده:آیت اللَّه سید محسن خرازی

گل نرگس ؛ آلزایمر را درمان میکند ؛ راستی چرا ...




گلی گم کرده ام می جویم او را به هر گل میرسم می بویم او را
خداوند بی همتا ؛ طبیعتی را آفرید که در هر گوشه آن یک دنیا زیبایی نهفته است.

در ان میان گل مظهر اوج زیبایی های طبیعت است.

ما بچه مذهبی ها به چند تا گل خیلی علاقه داریم یکی گل یاس که در منزلگاه مولا علی (ع) بوده و مورد توجه حضرت فاطمه بتول سلام الله

یکی دیگر هم گل مریم و دیگری هم گل نرگس ...

راستی گل نرگس؛ ما را یاد چه کسی می اندازد و چرا ...

بله عزیز دلمان مهدی قائم (عج)

عزیزی که بیش از هزار سال است در پرده غیبت است ؛ عزیزی که 12 قرن گذشت ولی 313 یار نیافته که جهان را پر از عدل و داد کند...

چند روز پیش ؛ در لای جستجو ها ؛ مطلبی خواندم در مورد خواص گل نرگس ...

نوشته بود که آلزایمر را درمان میکند ...!!!

عجب ؛ خداوند کریم که به گیاهان مختلف خاصیت های متفاوت عنایت کرده ؛ خیلی جالب است که به گل نرگس این خاصیت جالب را قرار داده ...

درمان آلزایمر!!!

گویی خداوند میخواسته این را به ما بفهماند که چرا نماینده او را فراموش کرده ایم ...

با بوییدن گل نرگس ؛وظیفه خود را به یاد آوریم و همت کنیم برای ظهور و قدومش مبارکش

ما روزمره نشینان مال پرست ؛ هر روز به دنبال هر معیشتی هستیم ؛ جز رفع این بیماری الزایمری که 1200 سال است کار دستمان داده

کاری که باعث شده بی ولی ؛ گذران عمر کنیم ؛ وبه این اندک بسنده کنیم ...

این آخر این را بگویم که فهم من در درمان الزایمر توسط گل نرگس اینست که خیلی فراموش کاریم و همه نیازمند بوییدن گل نرگس ...

کاش همگان صبح و شب گریه کنیم برای آمدن ان عزیز ؛ تلاش کنیم و کار کنیم برای زمینه سازی حضورش

کاش که زود تر بیاید ؛ مردیم از دست این آلزایمر لعنتی

کاش همه حصار های منیت که عامل همه ابعاد پرده غیبت است را پاره کنیم...

بس است ؛ به خدا بس است به خود آییم ...

zz:

منبع:
گلی برای درمان آلزایمر

www.fardanews.com/fa/news/178470

به نقل از دوست خوبم مهرداد