نقش زنان در مبارزه با افكار الحادي (منافقين و استكبار)


.... آنگاه كه بيگانگان از مكتب اسلام و منافقين كوردل، غرق در مفاهيم بي اعتبار و گنگ و نامفهوم و ناموزون خود بودند. هنگامي كه دستان سرد و بي روح آنها و چشمان از فروغ تهي شده شان به دنبال سوسويي از نور بود و زماني كه تصوير بي روح آنها در ذهن ها به زشتي مي نشست و در مواقعي كه كلام آنها ناپخته و وجود متعفن شان چون لاشه اي مجهول و بي هويت بود آنهائي كه همه لحظات عمرشان آيه هاي پوسيدگي و ويراني بودند و زندگي مرداب گونه اشان نشاني از ابتذال و بي هويتي اشان بود و چون موريانه هاي مخرب، زندگي نفوذي داشتند و به نام خلق، قلب خلق را سوراخ و مجروح نمودند و تفكرات ناموزن شان واژه هاي انسانيت را واژگون نمود. آنهائي كه چون گياهان هرز در كنار مردابها بودند و از نام و نشانها جهت حصول به اهداف شوم خود بهره مي جستند و مي خواستند زنان را سپر افكار موهوم و مطرود خود قرار دهند، باز زنان مسلمان و قهرمان و شجاع انقلابي بودند كه پرده از چهره كريه آنها بر مي داشتند و سياست و دسيسه هاي آنها را نقش بر آب مي نمودند.