خانم ورده کرم اللّه چعب، جانباز 70 درصد جنگ تحمیلی

* خود را معرفی کنید.
ورده کرم اللّه چعب، جانباز 70 درصد جنگ تحمیلی هستم که در 15 آذر ماه 1365 در 16 سالگی بر اثر بمباران هوایی جانباز شدم.
* در بمباران چه اتفاقی افتاد؟
5 نفر از افراد خانواده ام، مادرم، دو خواهرم، برادرم و بچه 5 ساله خواهرم شهید شدند.
* در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید؟
در رشته روانشناسی بالینی دانشجوی سال سوم هستم و در حوزه علمیه هم درس طلبگی می خوانم، فعالیت ورزشی هم دارم.
* از دوران جنگ چه خاطره شیرینی دارید؟
خاطره شیرین ندارم، هر چه دارم تلخ است. وقتی بعد از 6 ماه از بیمارستان مرخص شدم و به خانه آمدم کسی را ندیدم جز این خواهرم (که همراهم هست) و خواهر بزرگترم که ازدواج کرده بود و برادرم که سرباز بود.
اصلاً انتظار نداشتم کسی به استقبالم بیاید خانه با خاک یکسان شده بود. اول فکر کردم همه کشته شده اند، 6 ماه در بیمارستان تنها بودم. برادرم 6 ماه خط مقدم بود. وقتی به پیش من آمد سیاه و لاغر شده بود. او را نشناختم. وقتی همدیگر را دیدیم شوکه شده بودیم. هر چه می گفت: فلانی زنده است فلانی سالم است، من باور نمی کردم. چون کسی به دیدنم نمی آمد. کسی نبود خواهر کوچکم را به بیمارستان بیاورد، برادرم هم سرباز بود و من فکر می کردم همه شهید شده اند. وقتی برگشتم فقط دو خواهرم را دیدم. همه شهید شده بودند.
* از مشکلات جانبازی اتان بگویید.
برای ایاب و ذهاب مشکل دارم، بالاخص حالا که روی ویلچر هستم. البته به من ماشین داده اند اما اینجا امکانات برای گرفتن گواهینامه نداریم. به خاطر وضعیت پاهایم باید ماشین دنده اتوماتیک باشد که در اینجا وجود ندارد. به من پیکان داده اند که برای انسانهای سالم است. برای این کار باید به تهران بروم. همراه می خواهم و نمی توانم چنین کاری را انجام دهم. برای تردد در شهر هم از تاکسی سرویس استفاده می کنم که به خاطر ویلچر با راننده ها مشکل دارم.
با سلام خدمت تمامی دوستان...این وبلاگ رو ساختم در جهت شناساندن زن های دلیر و شجاع زمان جنگ به جوان های عزیز و آنهایی که چیزی از حضور زنان در 8 سال دفاع مقدس نمیدانستند...به غیرت این زنان باید آفرین گفت..درود بر شما ای شیر زنان ایران زمین