چالش های فرهنگی اجتماعی انقلاب اسلامی پس از جنگ تحمیلی
انقلاب اسلامی ایران و تشکیل دولت اسلامی در قرن بیستم حرکت عظیمی در بین مسلمانان ایجاد کرد و نشان داد، اسلام برای انسان و جامعه، ملاک های خاصی قرار داده و جامعه مطلوب دینی در بوته آزمون حرکت عظیم ملت ایران، بهترین دستاورد را فراهم کرده که همانا مطالبه ی قدرت به معنای مطالبه ی معنویت و تجدید حیات دینی است.
دستاوردهای انقلاب اسلامی در قلمروهای مختلف از پس از جنگ تحمیلی و عصر حاضر، دگرگونی های فراوانی را ایجاد نموده؛ دگرگونی های منطقه ای و بین المللی که در دین و آموزه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن ریشه دارد. بدیهی است انقلاب اسلامی در شرایط و مقتضیات پس از پیروزی به دلیل میزان تأثیر بر روندهای بین المللیِ مواجهه با مشکلات و مسائل داخلی خود، با چالش های مختلفی روبرو بود.
توجه به آینده انقلاب اسلامی و چالش های پیش روی آن، پس از جنگ تحمیلی، یکی از مباحث مهم در مطالعات مربوط به انقلاب اسلامی و از ضرورت های جامعه ما است. در صورت حل این چالش ها فرصت هایی قابل توجه در پیش روی انقلاب اسلامی پدید خواهد آمد و در غیر این صورت این چالش ها به عاملی تخدیری در پیشرفت انقلاب اسلامی تبدیل خواهند شد. بر این اساس شناخت این چالش ها و تلاش برای مقابله با آن ضرورت می یابد.
پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، باید همچنان میراث فرهنگی هشت سال دفاع مقدس را تبیین کرد تا همچنان ندای حق خواهان برپا شود و این مهم به تلاش همه جنبه آنانی که کوله بار فرهنگ و هنر جامعه را بر دوش دارند، سخت محتاج است. هشت سال از بهترین دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را در کوران حوادث خونبار جنگ گذراندیم. نهال نوپای جامعه ما در برابر تندباد جنگ و ویرانی مانند سرو ایستاد، خون هزاران هزار جوان بر پای این نهال تقدیم شد تا جامعه ما دستخوش تجاوز و تعدی دشمنان قرار نگیرد. هنگامی که ارتش عراق در سال 1359 به کشورمان حمله کرد، کمتر کسی پیش بینی می کرد که در مدت تقریباً کوتاهی موازنه نظامی به نفع ایران رقم خورد و این کشور بتواند فشار نظامی سنگینی را به ارتش عراق وارد کند، زیرا ارتش ایران در نتیجه تحولات پروژه انقلاب تقریباً خرد و ساییده شده بود و اختلاف ها و تنش های سیاسی داخل و خارج به کشور تحمیل شده بود اما علی رغم همه این عوامل پس از مدتی موضوع به نفع ایران برگشت.
رویارویی انقلاب اسلامی با چالش های پیش روی خود نقطه عطف آزمون دیگری است که چشم انداز آینده نگرانه آن را نمایان می سازد؛ به گونه ای که می توان گفت آینده انقلاب معلول نتایج حاصل از مواجهه با چالش های انقلاب اسلامی است. باید اذعان نمود با تأسیس جمهوری اسلامی به مثابه نظام سیاسی مبتنی بر آرمان های الهی – مردمی با هدف صیانت از دستاوردهای انقلاب با چالش های داخلی و خارجی و در قلمروهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی مواجه شد؛ چالش هایی که آزمون دیگری را برای ملت ایران فراهم نمود. نظام جمهوری اسلامی می باید با اتخاذ سیاستی جامع و با اتکای به مردم، چالش های پیش روی را به فرصت هایی مناسب بدل کند؛ فرصت هایی برای ایجاد شرایط منطبق بر ماهیت توسعه ای جامعه اسلامی.
چالش های داخلی مبتنی بر مسائل فرهنگی و اجتماعی، بعد از جنگ تحمیلی
چالش های داخلی، چالش هایی هستند که یا منشأ داخلی داشته و با منشأ خارجی در درون نظام مشکلاتی را ایجاد می کند.
1. تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی هجوم به حیات معنوی و نظام ارزشی جامعه است. حیات هر جامعه به فرهنگ آن جامعه بستگی دارد و تهاجم فرهنگی، یعنی تهی کردن جامعه از فرهنگ خودی و جایگزینی فرهنگ مورد نظر دشمن. براندازی فرهنگی ممکن است از دو طریق صورت گیرد: تبلیغات و دیگری نفوذ و استحاله. اما تهاجم فرهنگی عصر ما بیشتر تهاجم فرهنگی ای است که توسط صنایع فرهنگی امروز از کتاب و مطبوعات و سینما گرفته تا ماهواره و رایانه و برنامه های نرم افزاری اجرا می شود. در کشور ما نیز پس از انقلاب تاکنون دشمنان برای استحاله فرهنگی تلاش بسیار کرده اند. به دلیل ناسازگار بودن ارزش های اصیل اسلامی با دیدگاه حاکم لیبرال دموکراسی در غرب، کوشش شده تا فرهنگ مورد نظر غرب به هر طریق ممکن در فرهنگ ما جای گیرد.
بی تردید از این رو که دشمنان ایران پس از انقلاب توانایی ضربه زدن به نظام را نداشته اند، شیوه تهاجم و استحاله فرهنگی جامعه را برگزیده اند که کم هزینه تر و اثرگذارتر از راهکارهای نظامی است. از زمان وقوع انقلاب اسلامی تاکنون ارزش های اصیل اسلامی – ایرانی از هرگونه سیطره فرهنگی غرب بر جامعه ممانعت نموده، اما در صورت بی توجهی به این مسأله بسیار حیاتی، فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی نیز در سال های آتی با چالش رو به رو خواهد شد. سرعت جریان تبادل ارتباطات و فناوری رو به رشد جریان اطلاعات خطر بزرگی را پیش روی کشورهایی همچون جمهوری اسلامی می نهد و آن بحث تبلیغات ماهواره ای و شبکه های اینترنتی است که امروزه از آنها به قدرت نرم نیز یاد می شود. به نظر می رسد تقویت زیرساخت های فرهنگی جامعه و تلاش برای احیای فرهنگ های بومی و ملی از طرق مختلف (به ویژه رسانه ها در داخل و ایجاد شبکه های توانمند ماهواره ای) در جهت تبلیغ و نشان دادن چهره واقعی و اصیل فرهنگ اسلامی – ایرانی، می تواند در آینده فرهنگی انقلاب اسلامی اثرگذار باشد.
2. اشاعه جدایی دین از سیاست (سکولاریسم)
با توجه به شاخص های حکومت اسلامی که در گفتمان دینی مطرح است، حضور ارزش های دینی در ساحات مختلف اجتماع بشری انکارناپذیر است. در این نگاه پیوند عمیقی بین اخلاق و سیاست وجود دارد. حوزه فرهنگ عرصه حضور و پویایی اعتقادات و آموزه های دینی است. بر پایه این دیدگاه، انتظام دنیوی و اصلاح و آبادانی آن در گرو اعتقاد وایمان اخروی است و به همین رو در این جامعه، شریعت یا قانون خداوند حکم فرماست.
اما مطابق با دیدگاه سکولاریسم، اقتصاد و سیاست و امور اجتماعی حوزه ای خاص از رفتارهای انسانی و اجتماعی است که هریک علم خاص خود را دارند. بنا بر این در اینگونه امور نباید به دخالت دین و اصول دینی اندیشید، بلکه عالمان هر حوزه باید به طراحی برنامه های خود بر مبنای اصول علمی ای که فرا گرفته اند، بپردازند. درواقع سکولاریسم از نظر شناختی به صورت رهایی انسان، نخست از کنترل و نظارت دین و سپس کنترل مابعد الطبیعی به عقل و زبان او تعریف شده است و عبارت است از رهانیدن از دریافت های دینی و شبه دینی و از هم پاشیدن همه جهان بینی های بستر و شکستن همه اسطوره های فوق طبیعی و نمادهای مقدس.
از این رو، جمهوری اسلامی ایران که همواره به عنوان کشوری اسلامی سیاست را ملازم دین و اخلاق دانسته، می باید به تقابل با سکولاریسم بپردازد. از آنجا که گفتمان انقلاب بر پایه سیادت معنویت و دین سالاری است، طبعاً در مسیر خود چالش هایی چون سکولاریسم را پیش رو خواهد داشت. از سوی دیگر با توجه به اینکه سکولاریسم افزون بر جنبه های سیاسی و اجتماعی زندگی انسان، به گونه ای اجتناب ناپذیر جنبه بنیادی فرهنگ را نیز در بر می گیرد، می باید جریان مهندسی فرهنگی در کشور لزوم شناسایی جریان های رقیب و متضادی چون سکولاریسم را - که با هرگونه مرجعیتِ شریعت الهی سر عناد دارد – سرلوحه برنامه ها و سیاست های خود قرار دهد.
3. نابراری اجتماعی
با توجه به برخی دلایل شاید بتوان اذعان نمود که موضع نابرابری اجتماعی با ابعاد متنوع آن احتمالاً اصلی ترین چالش برای اهداف سیاسی و فرهنگی انقلاب اسلامی در روندهای آینده به ویژه در عصر جهانی شدن خواهد بود. حال این دلایل:
1. ذهنیت عمومی در جامعه، صبغه دینی دارد و طبعاً آموزه های دینی در آن بسیار اثرگذار است.
2. پیشینه طولانی استبداد، خواسته های عدالت و برابری را به عنوان نیازی مبرم و غیرقابل اغماض درآورده است.
3. یکی از علل انقلاب ها وجود نابرابری هاست. از این رو، وعده عدالت اجتماعی از شعارهای اصلی انقلاب به شمار می رود؛ آن گونه که بی توجهی به آن آینده انقلاب را به خطر می افکند.
4. ماهیت انقلاب ایران برپایی قسط و عدل را در صدر وظایف جمهوری اسلامی قرار داده است؛ ضمن آنکه بستر فرهنگی – اجتماعی و سیاسی در ایران به این موضوع دامن می زند.
5. مسئولان و کارگزاران حکومت اسلامی ایران، مفهوم سیاست در نظام بین الملل (سیاست مبتنی بر قدرت) و رویه های موجود در قالب مباحث فرهنگیِ جهانی شدن را به شدت مورد انتقاد قرار می دهند؛ چرا که اساساً این مفاهیم، نفع محورند و بی اعتنا به مفهوم عدالت.
با وجود چنین پیشینه های ذهنی و عینی، توجهی خاص به موضوع های عدالت و نابرابری در ملاک های مقایسه و ارزیابی افکار عمومی از وضعیت موجود، کاملاً مشهود است. بنابراین وجود نابرابری اجتماعی، چالش فرهنگی – سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
4. مشکلات اقتصادی
برخی از مشکلات اقتصادی بی شک چالشی در برابر آینده انقلاب اسلامی است که یکی از آنها وابستگی اقتصاد به نفت و مشکل اقتصاد است. در مورد وابستگی به نفت می توان گفت بالارفتن درآمد ناخالص کشور سبب افزایش استقلال اقتصادی کشور می گردد؛ درحالی که بحران های اقتصادی در کشوری با اقتصاد تک محصولی – که همواره اقتصادی وابسته و متزلزل دارد – موجب رکود اقتصادی می شود، چرا که اقتصاد تک محصولی در تحولات بازار و نوسانات تورمی اقتصاد بین المللی بسیار شکننده است. از ابتدای انقلاب تا کنون تلاش های بسیاری در جهت کاهش وابستگی به نفت صورت گرفته، اما بی گمان کافی نیست. توانمندی در تولیدات کشاورزی و صنعتی و همچنین هماهنگی در صادرات و واردات و به ویژه بالا بردن درآمد ملی در توسعه بخش جهانگردی، در تحکیم زیربنای اقتصادی موثر خواهد بود.
5. علوم انسانی
یکی از شاخصه های اساسی پیشرفت در هر کشوری پژوهش درباره علوم انسانی است. در مورد وضعیت علوم انسانی در ایران نیز باید گفت این علوم نسبت به گذشته وضعیت مطلوب تری دارد که این خود مرهون پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بروز چالش های فکری و عملی ناشی از آن است. در واقع پیروزی انقلاب، فرصت آزموده شدن و عینیت یافتن قوای نهفته را فراهم آورد که بخشی از این ثمرات در حوزه علوم انسانی مشاهده می شود. باور به ارتباط دین و سیاست از یک سو و خواست تأسیس جامعه اسلامی و حکومت دینی – با وجود مخالفت قدرتهای بزرگ – و ناهماهنگی این هدف با محیط پیرامون از سوی دیگر، توجه به ابتکارات و خلاقیت ها را باعث گردید و از طرفی اندیشه ورزی در علوم انسانی را نیز متأثر ساخت.
انقلاب اسلامی با طرح شعار استقلال که به باور و درک فرهنگی از هویت تاریخ این ملت نیاز دارد، سبب گشایش افق های جدیدی در اندیشه ورزی در خصوص مسائل انسانی گردیده است. از این رو، نوع نگاه و انتظار از علوم انسانی بعد از انقلاب اسلامی ایران ضرورت جدی اهتمام به آنها را مشخص می سازد. علوم انسانی در ایران مسئولیت معرفی و حمایت از نظام و انقلاب را در دو بعد داخلی و خارجی بر عهده دارد. همین مسئولیت ها، هویت خاصی را برای این علوم مشخص ساخته و به رشد آن کمک بسیار نموده است.
بر این اساس امروزه با احساس نیاز داشتن به علوم انسانی قوی برای قوام و دوام یافتن استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، بیش از پیش توجه به ضعف های آن و تلاش برای برنامه ریزی به منظور رفع موانع را ضروری ساخته است. بدیهی است که ایجاد تحولات عمیق فرهنگی و مقابله با سلطه گری مخالفان نظام، بی توجه به حوزه های مربوط به علوم انسانی امکان پذیر نیست. اکنون بخش درخور توجهی از سرفصل های علوم انسانی برگرفته از نظریات دنیای غرب است که بی شک چالشی جدی برای جهت گیری جمعیت جوان دانشجوی کشور در آینده خواهد شد. منظور این نیست که این نظریه ها را یکسره حذف کنیم، بلکه باید سرفصل هایی برگرفته از فرهنگ اسلامی و ایران خود نیز بدست دهیم؛ آنگونه بتوان به نقد باورها و نظریه های اندیشمندان غربی پرداخت. رشته های متعددی در حوزه علوم انسانی وجود دارد که کاملاً تحت تأثیر الگوهای جامعه غربی است که این بی گمان مهمترین دلیل ایجاد انحراف فکری گسترده در آینده خواهد شد. در این خصوص تاکید مقام معظم رهبری نیز از همین روست، از این رو می باید مسئولان در ساختار و سرفصل های برخی از رشته های علوم انسانی تحول درخوری ایجاد نمایند.
چالش های بین المللی مبتنی بر مسائل فرهنگی و اجتماعی، بعد از جنگ تحمیلی
1. تحریم های بین المللی
نظام بین الملل همواره از اعمال تحریم علیه کشورهایی که با هنجارهای آن رویه ای موازی در پیش می گیرند، امتناع نموده است. از این سو نیز کشوری که به دلیل باور به یکسری ارزش ها برخلاف خواسته ای نظام بین الملل عمل نماید، همواره مورد غضب نظام بین الملل بوده است. از جمله این کشورها جمهوری اسلامی ایران است که به ویژه پس از انقلاب اسلامی با به چالش کشیدن هنجارهای موجود در عرصه نظام بین الملل، در معرض تحریم های متفاوتی قرار گرفته است.
نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا در واکنش به انتخاب دکتر محمد مصدق برای وزارت بود که هدف ملی سازی صنعت نفت را دنبال می کرد. نخستین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران نیز در زمان نخست وزیری محمد مصدق بود که در واکنش به ملی شدن صنعت نفت صادر شد. پس از انقلاب بر شدت این تحریم ها افزوده شد که اوج آن از سال 1358 از سوی آمریکا آغاز گردید. آمریکا در سال های بعد نیز برای مهار ایران، هم خود به اتخاذ تحریم های جدیدتری علیه ایران اقدام نمود و هم سایر کشورها و نهادهای بین الملل را به انجام این کار ترغیب کرد. فشار آمریکا و سایر قدرت های سلطه گر به شورای امنیت برای صدور قطعنامه های 1737، 1747 و 1803 از جمله این اقدامات به شمار می آید.
جمهوری اسلامی ایران به دلیل داشتن منابع سرشار زیر زمینی – که مهم ترین آنها نفت و گاز است – و همچنین موقعیت حساس ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک، همواره خود را به عنوان قدرت منطقه ای مطرح نموده و از سویی به سبب داشتن توانمندی رشد و توسعه اقتصادی تا حد زیادی از آثار زیانبار تحریم های بین المللی جلوگیری نموده است. البته ایران در این مسیر به پیشرفت های درخوری نیز دست یافته است. بنابراین تحریم ها در برخی موارد موجب ایجاد فرصت برای انقلاب اسلامی نیز شده است.
2. مسئله هسته ای
تولید و حفظ سلاح های هسته ای از جانب کشورهای دارنده این سلاح ها، از تهدیدهای اساسی برای آینده نظام بین الملل به شمار می رود. این کشور ها که در معاهده NPT و براساس ماده 1و2 آن انحصار تولید این سلاح ها را در اختیار خود قرار داده اند، هیچ گاه آن را در اختیار سایرین نمی گذارند و حتی از دستیابی برخی کشورها به انرژی صلح آمیز هسته ای – براساس آنچه در ماده 4 این معاهده به صراحت آمده – به شدت ممانعت می کنند. جمهوری اسلامی ایران یکی از این کشورهاست که به دلیل ماهیت استکبار ستیزانه خود همواره مورد غضب کشورهای قدرتمند غربی بوده است. اکنون توانمندی بالای متخصصان ایرانی در راه اندازی استانداردهای سطح بالای سایت های هسته ای، غرب را سخت نگران ساخته است. بی تردید آنها نمی توانند برتابند که کشوری در اوج تحریم های اقتصادی بتواند به این توانمندی دست یابد.
بدیهی است که این توانمندی بومی می باید به هر ترتیب ممکن حفظ گردد؛ چرا که جهان در آینده با بحران انرژی روبرو خواهد شد و احتمال خارج شدن سوخت های فسیلی امروزی از چرخه مصرف انرژی و صنعت روز به روز بیشتر می شود. جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان کشوری که برنامه سند چشم انداز 1404 را طراحی نموده، ناگزیر باید از نیازهای بی رویه خود به انرژی نفت و گاز بکاهد و از جایگزین هایی مانند انرژی صلح آمیز هسته ای استفاده کند. به نظر می رسد این مسئله نیز از چالش های عمده بین نظام جمهوری اسلامی و غرب خواهد بود. از این رو، انتظار این است که مسئولان نظام جمهوری اسلامی با تصمیم گیری خردمندانه در جهت منافع ملی، مقوله انرژی هسته ای را با درایت و هوشمندی مدیریت کنند.
3. جهانی سازی یا جهانی شدن
تأمل در مفهوم جهانی شدن، بیش از هر چیز نقش بازیگران را در فرایندهای پیش رو آشکار می سازد؛ به گونه ای که سهم بندی در فرایند جهانی شدن ارتباط مستقیمی با توانایی مهارت و دوام بازیگری دارد. جمهوری اسلامی ایران بازیگری با توانایی های خاصی است که می تواند با اتکاء به هویت انقلابی و اسلامی خود در هریک از عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، به فراخور اقتضائات هر دوره به ایفای نقش بپردازد. امروزه حفظ امنیت با توجه به توسعه قلمرو آن نیازمند انعطاف پذیری و آینده نگری در ارزیابی رفتارهایی است که خواسته . ناخواسته پیامد امنیتی دارند. از این رو باید سعی شود در آشفتگی های ناشی از جهانی شدن، برنامه هایی دقیق و عملیاتی برای برقراری تعاملاتی سازنده با محیط پیرامون تدوین گردد تا با عینیت یافتن آنها، توانمندی های نظام جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف سیاسی – امنیتی بیش از پیش تقویت گردد. در این راستا، بازنگری چارچوب های مسلط امری الزامی است؛ چرا که تنها در این صورت است که شاخص ها و متغیرهای جدید برای ایجاد امنیت و حراست از آن آشکار خواهند شد؛ امری که نظام جمهوری اسلامی برای حفظ هویت انقلابی و اسلامی خود در آینده بدان نیازمند است و جهانی شدن با شرایطی که پدید آورده، می تواند فرصتی بی نظیر در این راه دشوار تلقی گردد. با این توضیح باید اذعان داشت از چالش های پیش روی انقلاب اسلامی همین پروژه جهانی سازی است. البته برخی بر این باورند که جهانی شدن فرایندی تاریخی است که از قدیم فرایند آن آغاز شده و امری است اجتناب ناپذیر، اما در تحلیل عمومی آن می توان گفت جهانی سازی با مشخصات خود به عنوان پروژه ای هدفمند، از سوی غرب برای یکسان کردن جهان با فرهنگ خود به کار می رود. برخی نیز از آن با عنوان غربی سازی جهان تعبیر می کنند. در هر حال این موضوع در دو دهه گذشته تمامی حوزه های اقتصادی، تجاری، مالی، صنعتی و فناوری را متأثر ساخته و مقتضیات و مناسبات جدیدی در عرصه های اجتماعی و فرهنگی در پی آورده است.
نوع تعامل با این موضوع بی تردید یکی از مهم ترین چالش های انقلاب اسلامی است که البته زمینه هایی نیز برای تبدیل شدن آن به فرصت وجود دارد. امروز در عرصه جهانی فرهنگ لیبرال دموکراسی به عنوان نقطه اتکای تمدن غرب سایه خود را بر سایر فرهنگ های جهانی گسترانیده است. وسایل ارتباط جمعی جهانی و شبکه های ماهواره ای تمام تلاش خود را برای تبلیغ فرهنگ لیبرالی به عنوان فرهنگ غالب به کار بستند. در عرصه اقتصاد نیز امروز کشورهای قدرتمند عرصه اقتصاد جهان را در اختیار گرفته و با انحصار در سازمان هایی مانند تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، برای دنیا تصمیم گیری می کند و بدین رو تنها در راستای جهانی شدن اقتصاد می کوشند. اما جمهوری اسلامی در مواجهه با تفکر لیبرال دموکراسی امکانات و توانایی های لازم و منطقی را داراست تا با شاخص های مطرح شده از سوی طرفداران جهانی شدن رودررو گردد. شیوه مردم سالاری دینی متضمن پویایی های فراوانی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران است؛ به گونه ای که آن را از توانایی اعطاف و انطباق با شرایط متغیر بیرونی و بین المللی برخوردار می سازد. بدین ترتیب، جهانی شدن برای ساختارهای مردم سالارانه تنها تهدید نیست، بلکه فرصت بالقوه نیز فراهم می کند.
4. جنگ نرم
بی شک یکی از چالش های پیش روی انقلاب اسلامی جنگ نرم از سوی دشمنان است.
تاکتیک های جنگ نرم (جنگ روانی، برچسب زدن، شایعه، کلی گویی، دروغ بزرگ، پاره حقیقت گویی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز، حذف (سانسور)، جاذبه های جنسی، ایجاد تفرقه و تضاد، ترور شخصیت، تکرار، توسل به ترس و ایجاد وحشت، مبالغه، مغالطه)
چالش مقابله منحرفین با ایده طراحی مد و لباس اسلامی
با وجود نیاز مبرم جامعه ایران به پوشش مناسب برای انتشار فرهنگ خاص خود به سایر مناطق جهان ، برخی جریان های حامی تفکر سازش با آمریکا و جریان تازه متولد شده در مقابل طرح پروژه طراحی مد و لباس اسلامی ایستاده اند.
در مد و لباس، مهم ترین اصل برای انتشار یک فرهنگ، تفکر و نظریه است که در محیط اجتماعی نمود پیدا می کند.
هر شخص در اولین رجوع خود به محیط داخلی فرهنگ های مختلف، بیش از هر چیز دیگری متوجه نوع پوشش مردم آن منطقه و طرز تفکر آنها می شود.
جوامع مختلف در ایران از فرهنگ مبین اسلام پیروی می کنند و حجاب نقطه مشترک هر زن و مرد مسلمان ایرانی است.
در سال های نه چندان دور در قبل از انقلاب اسلامی و همزمان با نفوذ برخی دست نشانده های غرب از جمله رضاخان پهلوی، برنامه های زیادی برای زدودن حجاب و چهره اسلامی از سطح شهرها و خیابان های ایران برای نزدیک تر کردن آن به فرهنگ بی هویت غربی اتخاذ شد.
این روند در زمان پهلوی دوم به شکل دیگری پیگیری شد تا این که وقوع انقلاب اسلامی در ایران از نفوذ این تفکر به داخل خانواده های مسلمان ایرانی جلوگیری کرد.
در دوران گذار جمهوری اسلامی و در سال های پس از جنگ تحمیلی، ایران با متود جمهوری اسلامی، برخی جریان های فکری در صدد برآمدند تا رفتار های قبل از انقلاب را در کشور زنده کنند و ایران را در سکوتی فرهنگی به سوی ابتذال و کج روی هدایت کنند.
حجاب اولین چیزی بود که در تیررس این توطئه برنامه ریزی شده قرار گرفت تا از سویی بتواند حساس ترین جایگاه اجتماعی در رشد خانواده به انحراف بکشد.
آزادی فرهنگی بدون برنامه ریزی در دوران اصلاحات تا بروز جریان انحرافی
در دوران دولت اصلاحات که آزادی های فرهنگی بدون برنامه ریزی خاصی توسعه پیدا کرد و در بخش های مختلفی با تغییر متود های اصلی جمهوری اسلامی در صدد به چالش کشیدن آن ها بر آمد باز هم روی مسئله حجاب زوم شد.
این فراز و نشیب اخلاقی برگرفته از اندیشه های تئوریسین های آمریکایی و غربی، کم و بیش در محیط فرهنگی کشور طی دوران دولت هفتم و هشتم به شکل چشم گیری بر اذهان مختلف جامعه چیره شد و پس از آن با شکل خاصی در دوران ریاست دولت نهم و دهم ادامه پیدا کرد.
به امید رفع همه ی چالش های فرهنگی و اجتماعی با ظهور حضرت صاحب الزمان(عج)
با سلام خدمت تمامی دوستان...این وبلاگ رو ساختم در جهت شناساندن زن های دلیر و شجاع زمان جنگ به جوان های عزیز و آنهایی که چیزی از حضور زنان در 8 سال دفاع مقدس نمیدانستند...به غیرت این زنان باید آفرین گفت..درود بر شما ای شیر زنان ایران زمین