مخالفت با حضور زنان در جنگ
مريم امجدي از زنان مبارز جنگ،در كتاب پوتينهاي مريم که خاطرات خودنوشت او از حضور جنگ است چنين ميگويد:
عراقيها تا كوي طالقاني رسيده بودند؛سر كوچه سنگربندي بود؛توي كوچهها دولا دولا ميرفتيم؛هر كس پشت و بالاي سر نفر جلويي رگبار ميبست تا عراقيها نتوانند او را بزنند؛همين طور كوچه به كوچه و سنگر به سنگر ميرفتيم،
توي يكي از كوچهها يكي از مسئولين را ديدم تا مرا ديد داد زد:«در اين جا چه ميخواهي؟ براي چه اين جا اومدي؟ برگرد عقب»، گفتم:«براي همون كاري اومدم كه شما اومدين»گفت: «لازم نكرده مگر نميبيني عراقيها تا كجا اومدن» گفتم: «خوب، اومدم بجنگم، اسلحه دارم سرخود كه نيومدم. بـا گروه ابوذر اومدم با همونا هم بر ميگردم.» سراغ بچّههاي گروه ابوذر رفت و سرشان داد زد: «چرا اين خواهرها رو با خودتون آوردين؟ نميترسين اسير بشن؟».نمونههاي مشابه ديگر مخالفتها با حضور مستقيم زنان در جبهه را در خاطرات زنان رزمنده ميتوان يافت. مينا كمايي در كتاب «دختران باغ opd» خاطرهاي از سيلي محكم برادرش نقل ميكند كه قصد داشت به اجبار او را از شهر جنگي خارج نمايد.
با سلام خدمت تمامی دوستان...این وبلاگ رو ساختم در جهت شناساندن زن های دلیر و شجاع زمان جنگ به جوان های عزیز و آنهایی که چیزی از حضور زنان در 8 سال دفاع مقدس نمیدانستند...به غیرت این زنان باید آفرین گفت..درود بر شما ای شیر زنان ایران زمین